مامان: چون بـهـتـرین خاطره زندگیشـه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بچه: چـرا دامـاد مــشـکـی مـیـپـوشـه؟
مامان: خـــفه شـــو
خوبی چه بدی داشت که تکرار نکردی ، مهر مرا بردی و ز من یاد نکردی ، روزگار میگذرد این چنین شاد نباش ، آخر تو جوابش بدهی این همه ظلم که بر من کردی .
من درد تورا ز دست آسان ندهم ، دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم ، ای دوست به یادگار دردی دارم ، کان درد به صد هزار درمان ندهم .
چشمانت را برای زندگی ، پاهایت را برای همراهی و دلت را برای عاشقی میخواهم .
@NEGAR1992
زندگی شراب تلخیست که همه محکوم به نوشیدن آن هستیم ، پس می نوشیم به یاد کسانی که دوستشان داریم و نمی دانند و کسانی که دوستمان دارند و نمی دانیم .
یه شب خوب تو آسمون ، یه ستاره بود چشمک زنون ، خندید و گفت کنارتم تا آخرش تا پای جون ، ستاره ی قشنگی بود ، آرومو ناز و مهربون ، ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون ، اما زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون ، ابر اومد ستارمو دزدید و برد نامهربون ، حالا شبا به یاد اون زول میزنم به آسمون ، دلم می خواد داد بزنم آخه این بود قول و قرارمون ؟