♥ نگار ♥
صدای فاتحان مکرر ذهنم
بسان آوای غوکیست در لجنزار....
به یاد آر !!!!
از یاد رفته ای دراین گودال مرداب گونه...
.....سوگند......
♥ نگار ♥
عمری است لبخندهای لاغر خود رادر دل ذخیره می کنم
باشد برای روز مبادا!
اما در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هر چه باشد روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزها ست
اما کسی چه می داند؟
شاید امروز نیز روز مبادا باشد!
وقتی تو نیستی نه هست های ما
چونان که بایدند
نه بایدها ...
binam
اهل عشقم
روزگارم آبیست
و کنار شلوغی ها
تنهایی هایی دارم که مرا میجویند
و به من وابستن!!