زندگی را از نخست برای من بد ترجمه کرده اند ، زندگی را یکی مرگ تدریجی نام نهاد ، یکی بدبختی مطلق معنی کرد ، یکی درد درمان ناپذیرش خواند ، و سرانجام یکی رسید و گفت : زندگی به تنهایی ناقص است تا عشق نباشد ، زندگی تفسیر نمی شود
شبی یاد دارم که چشمم نخفت ، شنیدم که پروانه با شمع بگفت ، که من عاشقم گر بسوزم رواست ، تورا گریه و سوز و زاری چراست ؟