یافتن پست: #را

saman
saman
در CARLO

آسمان را مي­نگرم تو را ميبينم. خورشيد را مي­نگرم تو را ميبينم. ماه را مي­نگرم تو را مي­بينم. خوب مسخره از جلوم برو كنار...

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 15:39
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیگر از آن همه شیطنت و شلوغی خبری نیست، آنقدر به خاطره ضربدرهای جلوی اسمم، چوب روزگار را خوردم که تبدیل شدم به ساکت ترین شاگرد کلاس زندگی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 15:36
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
این روزها من

خدای سکوت شده ام

خفقان گرفته ام تا

آرامش اهالی دنیا

خط خطی نشود...

اینجا زمین است

اینجا زمین است رسم آدمهایش عجیب است

اینجا گم که میشوی

بجای اینکه دنبالت بگردنن

فراموشت میکنند.........
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 15:34
+2
saman
saman
در CARLO

تو گلی مثل گلای قشنگه قالی هستی. تو به ظرافت تار و پود فرشای زیبای ایرانی هستی. ... اصلاً تو خود فرش پاتریسی ... همون که یه تختش کمه!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 15:34
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو هم برو ...
مبادا از آنهایی که مرا تنها گذاشتند جا بمانی ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 15:32
+1
saman
saman
در CARLO

خانم ها مثل ----- هستند:


رادیو هستند، هر چي مي­خواهند مي­گويند ولي هرچه بگويي نمي­شنوند.


شبكة اينترنت هستند، از هر موضوعي يكفايل اطلاعاتي دارند.


چسب دوقلو هستند، اگر دستشان با گوشيتلفن مخلوط شد، ديگر بايد سيم را بريد.


موتور گازي هستند، پر سر و صدا، كم سرعت، كم طاقت


رعد و برق هستند، اولبرق چشمهاشون مي­رسه، بعد رعد صداشون.


گچ هستند، اگر چنددقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي­شوند كه هيچ شكلي نمي­گيرند.


كنتو ر برق هستند، هر از چند سالي يكبار سن آنها صفر مي­شود.


فلزياب هستند، هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي­شوند عكس العمل نشان مي­دهند.

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 15:25
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گفت دانایی که: گرگی خیره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر !...
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته می شود انسان پاک
وآن که با گرگش مدارا می کند
خلق و خوی گرگ پیدا می کند
در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری، گر که باشی هم چو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر
مردمان گر یکدگر را می درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند...
وآن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنایان هم اند
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 15:25
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چــه کسـی میـدانـد چـه حـس بدیـست

بـا تمــامــ احساسـت بـه دیـدن کسـی بـروی

کـه خـودش را آمـاده کـرده تـا بـه تـو بگـویـد

دیگـر دوستـ ــــت نــدارد!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 15:23
saman
saman
در CARLO

یکی تو راست ميگي، يكي پينوكيو ... يكي تو مهربوني، يكي خاله خرسه ... يكي موهاي تو قشنگه، يكي آن شرلي ... يكي گوشاي تو خوشگله، يكي زي زي گولو ... يكي ما دو تا با هم خوبيم، يكي تام و جري ... يكي تو سر كار رفتي، يكي نفر بعدي كه اين استاتوس رو براش مي­فرستي.

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 15:17
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
قفل ها را عوض نکرده ام

زنجیر پشت در را نمی اندازم

شب بند را قفل نمی کنم

شاید نیم شبی

پشیمان و پریشان

با چمدانت برگردی

شاید با صدای افتادن

گلدان کنار مبل

از خواب بپرم و ببینمت
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 15:17
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ