یافتن پست: #را

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

باز هـــــم خیال تو مرا "برداشــــت" کجا می‌‌برد نمیدانم! آهــــای نارفیق بازی ات که تمـــــــــام شد مرا دوباره با همین لباس بی‌ قــــــــراری دیدن دوباره ات بر سر شعر‌هـــــــــــایم بنشان

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 22:31
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

نه با ارزش ... خدایا به من توفیق تلاش در شکست صبر در نومیدی رفتن بی همراه کار بی پاداش فداکاری در سکوت دین بی دنیا عظمت بی نام خدمت بی نان ایمان بی ریا خوبی بی نمود عشق بی هوس تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی انکه دوست بداند روزی کن

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 22:28
+4
mina
mina
dge doosam nadare{-60-}
3 دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 22:07
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

هر که خوبی کرد زجرش میدهند
هر که زشتی کرد اجرش میدهند

باستان کاران تبانی کرده اند
عشق را هم باستانی کرده اند
هرچه انسانها طلایی تر شدند
عشق ها هم مومیایی تر شدند

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 20:43
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پروازکبوتر از ذهن واژه ای در قفس است حرف هایم ،مثل یک تکه چمن روشن بود. من به آنان گفتم: آفتابی لب درگاه شماست که اگر در بگشاید به رفتار شمامی تابد و به آنان گفتم:سنگ آرایش کوهستان نیست همچنان که فلز ،زیوری نیست به اندام کلنگ در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است که رسولان همه از تابش آن خیره شدند پی گوهر باشید لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید و من آنان را به صدای قدم پیک بشارت دادم و به نزدیکی روز،و به افزایش رنگ به طنین گل سرخ،پشت پرچین سخن های درشت و به انان گفتم: هر که در حافظه چوب ببیند باغی صورتش در وزش بیشه شور بادی خواهند ماند هر که با مرغ هوا دوست شود خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود آنکه نور از سرانگشت زمان برچیند می گشاید گره پنجره ها را با آه

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 20:38
+6
sahar
sahar

عادت ندارم درد دلم را ، به همه کس بگویم ..! ! ! پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم.. ، تا همه فکر کنند . . . نه دردی دارم و نه قلبی

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 20:37
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
تنهایم ، دیشب تمام قاصدکهایی را که در کوله پشتی ام جا داده بودم باد برد

دل تنگم پرپر شد از نبودشان ، دیشب داشتم آسمان را در مشتم می گرفتم که پیرمردی بر نیمکت نشاندم

دیشب از اوج سرما می سوختم و چه بدم من و چه پاک است آرزوهایم . دعایم کن با تمام پروازت باران من
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 20:37
+4
sahar
sahar
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 20:36
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

چارلی چاپلین میگوید: آموخته ام که با پول میتوان خانه خرید_ولی آشیانه نه........ میتوان رختخواب خرید_ولی خواب نه............ میتوان ساعت خرید_ولی زمان نه............ میتوان مقام خرید_ولی احترام نه........... میتوان کتاب خرید_ولی دانش نه.......... میتوان دارو خرید_ولی سلامتی نه.............
ومیتوان آدم خرید_ولی دل نه!!!؟؟؟

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 20:35
+4
sahar
sahar


دلت که گرفت ، دیگر منت زمین را نکش راه آسمان باز است ، پر بکش او همیشه آغوشش باز است ، نگفته تو را میخواند ؟ اگر هیچکس نیست ، خدا که هست . . .


دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 20:33
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ