ساناز
یکی باش برای یک نفر ...... نه تصویری مبهم در خاطره های صد نفر
Mohammad Mahdi
بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود چه بیقرار بودی زودتر بروی از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی… من سوگوار نبودنت نیستم !! من شرمسار این همه تحملم …
sara
عشق را رنگ آبی زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردی را سیاه، دروغ را سفید،
ولی نمیدانم چرا به تو که میرسم نمیدانم مهربانی چه رنگی است؟
Mohammad Mahdi
مـــن از زندگـــ ـے کســـ ـے حذفــــ شــــدم که بــــرا ـے داشتنـــــش و بـــــرا ـے بودنـــش خیلـــ ـے ها رو از از زندگــــ ـیم حذفــــ کــــردم
Mohammad Mahdi
همین که صدایم میکنی همه چیز این جهان یادم میرود یادم میرود که جهان روی شانهی من قرار دارد یادم میرود سر جایم بایستم پا به پا میشوم زمین میلرزد . . .
sara
براي شنيدن صدايي که دوستش مي داري،
همين لحظه هم بسيار دير است.
افسوس خواهي خورد
زماني که از آن سوي سيم ها کسي بي احساس مي گويد
برقراري ارتباط با مشترک مورد نظر مقدور نمي باش
sara
دست هایـمان را بـهم قفـل کنیم
فقط یـادت باشد
کلیـد را جایـی بـگذاری
که یـاد هیـچ کدامـمان نـماند…
sara
هرگاه رد پای کسی که آرامشم را گرفته بود دنبال کردم
به خودم رسیدم