یافتن پست: #را

ساناز
ساناز
یکی باش برای یک نفر ...... نه تصویری مبهم در خاطره های صد نفر
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 11:50
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود چه بیقرار بودی زودتر بروی از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی… من سوگوار نبودنت نیستم !! من شرمسار این همه تحملم …
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 11:43
+7
sara
sara
عشق را رنگ آبی زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردی را سیاه، دروغ را سفید،

ولی نمیدانم چرا به تو که میرسم نمیدانم مهربانی چه رنگی است؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 11:38
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
مـــن از زندگـــ ـے کســـ ـے حذفــــ شــــدم که بــــرا ـے داشتنـــــش و بـــــرا ـے بودنـــش خیلـــ ـے ها رو از از زندگــــ ـیم حذفــــ کــــردم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 11:34
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
همین که صدایم می‌کنی همه چیز این جهان یادم می‌رود یادم می‌رود که جهان روی شانه‌ی من قرار دارد یادم می‌رود سر جایم بایستم پا به‌ پا می‌شوم زمین می‌لرزد . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 11:31
+4
sara
sara
براي شنيدن صدايي که دوستش مي داري،


همين لحظه هم بسيار دير است.


افسوس خواهي خورد


زماني که از آن سوي سيم ها کسي بي احساس مي گويد


برقراري ارتباط با مشترک مورد نظر مقدور نمي باش
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 11:24
+4
saman
saman
در CARLO
گر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 11:09
+5
sara
sara
دست هایـمان را بـهم قفـل کنیم
فقط یـادت باشد
کلیـد را جایـی بـگذاری
که یـاد هیـچ کدامـمان نـماند…
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 11:04
+3
saman
saman
در CARLO
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 10:55
+5
sara
sara
هرگاه رد پای کسی که آرامشم را گرفته بود دنبال کردم
به خودم رسیدم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 10:53
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ