یافتن پست: #را

saman
saman
برایت خواهم نوشت

از ابهام لحظه ها

از تردید

از حجم مرگ آور نبودنت

از کسانی‌ که رد می‌‌شوند و بوی تو را می‌‌دهند

... برایت خواهم نوشت

از حدیث تلخ بغض‌های تا ابد

از قناعت به یک خاطره ، یک یاد

از صبوری من و جای خالی‌ تو و شب‌های من

برایت خواهم نوشت

حتی تو هم برای من نبودی...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 15:59
+5
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
یــــــادت را . . .

بــــــــﮧ تــمــــــــام دنــیـــــــا نـــخـــــــــواهــــــــ م فـــــــروخـــــت . . .
بــــــــے آن ڪــــــــــــﮧ ذره اے بـــــــﮧ یـــــــــادم بـــــــــاشـــــــــے . . .
.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 15:59
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه ساندویــچ خریدم روش با فونت 36 نوشته با سس یک نفره ی رایگـــــــان...!
انگار مثلاً بلیـــــــــــــــط سفر به پاریـــــس گذاشته توش...!
والاااااااااا ب غرعان :))))))9
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 15:55
+6
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
یه دوست دخترم نداریم وقتی مرد بریم سرخاکش مردم بگن دهنش سرویس خدابیامرز عجب استوره ای تور کرده بود .
آخرین ویرایش توسط mamad-rize در [1392/04/9 - 15:52]
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 15:52
+6
saman
saman
دعا کن دعام بگیره اگه حتی خیلی دیره

برای از تو گذشتن دل من دیگه اسیره

دعا کن دعام بگیره تو نری و بی وفا شی

دعا کن دعام بگیره نری و از من جدا شی

این تموم ماجرا نیست بی تو این لحظه ها خالیست

دعا کن دعام بگیره عشق من که ادعا نیست

بیا و به این شکسته بی ترحم باز تو رو کن

بیا با ناز قدمهات دلمو تو زیرو رو کن

عزیزم به جون چشمات عشق تو کرده اسیرم

بیا تا با چشم مستت کمی ارامش بگیرم

تموم خاطرت این شد یه دعا یه دنیا غصه

دلی که به انتظارت عمری منتظر نشسته
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 15:28
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 15:27
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
ایــن روز هـــا انســـان هــا را پــر نمـــی کنند ، فقــــط را …......
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 15:24
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 15:20
+5
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 15:17
+4
saman
saman
در CARLO
ببین این رنج و سختیها برای تو چه اسونه

دل سنگت ولی از عشق چرا چیزی نمیدونه؟

شراب خانگی دیگه به عشق تو شدست مرهم

برو پیمانه را خون کن که قلبم پر شدست از غم

حالا پیمانه پیمانه غم عشقت سرازیره

در این ثانیه ی اخر دلم پای تو میمیره

بی تو ای واپسین عشقم همه دنیا چه بی رنگ است

فراقت را تحمل نیست چرا اخر دلت سنگ است؟

شبی با تو سحر کردن می ارزد بر همه شبها

بیا ای که غم عشقت شده زیباترین غمها

بیا یک بوسه مهمان کن دل بی هم صدایم را

در این شبهای تنهایی ستاره شو هوایم را

بی تو من غرق تنهایی به لبخند تو اندیشم

به ان ثانیه که رفتی واسه همیشه از پیشم

حالا اغوش من بی تو چه سرد و از تو بیگانست

خداحافظ دگر بی تو تمام هستی افسانست
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 15:14
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ