محمد
سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
آخرین ویرایش توسط
Ghoghnus در [1391/01/12 - 23:07]
d.m
ببخش اگر برای نبودت گریه کردم ...
گریه کردم ...
d.m
عجیب احساس سنگینی روی شانه هایم میکنم...
یادت هست...گفتی شانه هایت را به من بسپار.
از وقتی رفتی عادت به سنگینی شانه هایم ندارم
کاش بودی...باز به خودت میسپردمشان...
d.m
من یاد گرفته ام با یادت زنده باشم و زندگی کنم
اما هنوز یک چیز هست که
یاد نگرفته ام که چگونه برای همیشه خاطراتت
را از صفحه دلم پاک کنم
و نمیخواهم هیچ وقت یاد بگیرم تو نگران نشو
عشق من فراموش کردنت
را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت