یافتن پست: #را

ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
از کـسی کِـه نِمیشنــاسـی گـــاهـی بُتــی میســـازی...... آنقــدر بـُـــزرگـــ کــِــه حتــی از دَستـــ اِبـــراهیـــم هَـــم کـــاری بـَـر نِــمی آیـــد.....
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 17:25
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
...کسی نیست، بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم. سهراب
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 17:16
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
ارام آرام، آرام تر از تمام آرامه های کودکیم آمدی؛ و آرامشم را خط خطی کردی؛ و بعد آرام رفتی؛ وهیچ نفهمیدی درتمام این لحظه های آرام چه اضطرابی درمن موج می زد... کاش یک لحظه، جرات خواندن ناآرامی چشم هایم را...داشتی{-15-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 17:13
+1
aB'Bas S
aB'Bas S
حنای حاجی فیروز

دیگر رنگی ندارد . . .

وقتی خیابان ها ،

پر از آدمک هایی شده است

که نزده ، برایت می رقصند !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 17:12
+2
hadith
hadith
نقــاش خــــوبی نــــبودم...
..
اما
..
ايــن روزها...
..
به لطـف تــــــــــو...
..
انـــتظار را
..
ديـــدنی ميكــشـم...
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 14:43
+9
-1
hadith
hadith
چگونه دست دلم را بگيرم ودر كنار
دلتنگيهايم قدم بزنم
در اين خيابان
كه پر از چراغ و چشمك ماشينهاست
...نه آقايان:
مسير من با شما يكي نيست
از سرعت خود نكاهيد
من آداب دلبري را نمي دانم...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 14:31
+6
reza
reza
قلب مرا میان غمت جا گذاشتی

تا در حریم غربت من پا گذاشتی

رفتی و در سکوت تماشا نموده ام

تنهایی ‌‌ِ مرا تو چه تنها گذاشتی



رفتی و سهم عشق برای دل تو بود

سهمی برای این دلم آیا گذاشتی ؟



یک بغض کال، یک سبد از درد بی کسی

سهم من غریب که اینجا گذاشتی



گفتی بهار می رسد اما دروغ بود

در قلب من غمی چو اهورا گذاشتی



مجنون دیگری شدی و دشت پیش روت

من را میان غصه چو لیلا گذاشتی



گفتی که از بهشت نصیبی نبرده ای

آن را تمام گردن حوا گذاشتی

یک قطره اشک سهم من از روزگار شد

در لحظه ای که پای به دنیا گذاشتی
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 14:07
+2
reza
reza
زیاد نباش...

زیاد خوب نباش...
زیاد دم دست نباش...
زیاد که خوب باشی...
زیادی که همیشه باشی...
دل آدم ها را می زنی..
آدم ها این روزها ،
عجیب به خوبی..به شیرینی ،
آلرژی پیدا کرده اند...زیاد که باشی..
زیادی می شوی...
زیادی هر چیزی هم آلرژی می دهد...
عجیب...
دورمی شوند...
خیلی عجیب...
زیادی می شوی!!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 13:49
+2
reza
reza
امروز پدري دخترش را براي نان فروخت
امروز دختر 10 ساله اي مادر شد
امروز دختري در ماشين شيشه دودي با پسري همخواب شد
امروز پدري خشم بيرون را بر پشت همسر پريودش خالي كرد
امروز دختري در التماس چشمانش در چهار ديوار زن شد
امروز مادري در مقابل پسر سه ساله اش با مردي همخواب شد
امروز عشق دختر باكره را با اسكناس سبز سنجيدند
امروز دلم براي امروزم گرفت
نميدانم دنياي شما كثيف است يا چشمان فاحشهء من؟
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 13:44
+2
چشم انداز..
چشم انداز..
تـــا حـــالا دقــــت کـــردیــــن !؟
شـــانـــــس یــــه بـــار در خــونــه آدمـــو میــــزنـــه ,
بَـــدشــــانـــســـی دســـتـــش رو از روی زنـــگـــــــ بـــر نـــمیـــداره ,
بـــدبــَـخـــتـــی هَـــم کـــه کـــلاً کـــلیــد داره . . . . . .
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 13:02
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ