یافتن پست: #را

محمد
محمد
دوش می آمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
...
رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی
جامه ای بود که بر قامت او دوخته بود
دیدگاه  •   •   •  1391/01/3 - 00:32
+3
-1
عسل ایرانی
عسل ایرانی
تو سکوت میکنی و فریاد زمانم را نمی شنوی ! یک روز من سکوت خواهم کرد و تو آن روز برای اولین بار مفهوم "دیر شدن " را خواهی فهمید.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/3 - 00:18
+4
-1
محمد
محمد
غضنفر میره حج ، میخواست داخل حجرالسود و ببوسه ، سرش گیر میکنه داد میزنه خدایا غلط کردم ، دیگه گناه نمیکنم منو نخور.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/3 - 00:10
+8
nahid
nahid
آنان كه عقلشان به چشمشان است و فهمشان برده ذليل تاريخ و جغرافي، مخاطب من نيستند.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 23:49
+5
-1
نيلوفر
نيلوفر
باران كه مي ايد
تو را
به جاي چتر با خود مي برم...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 23:32
+5
عسل ایرانی
عسل ایرانی
خواستم بگويم کيستم ديدم نگويم بهتر است …آنکس که با من مي ماند خود مرا خواهد شناخت و آنکس که نمي ماند همان بهتر که نشناسد مرا
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 23:31
+5
mah3a
mah3a
افلاطون را گفتند:

چرا هرگز غمگین نمیشوی؟

گفت:

دل بر آنچه نمی ماند، نمی بندم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 23:08
+5
maryam
maryam
چه کسی می گوید که گرانی اینجاست؟
دوره ی ارزانی ست
چه شرافت ارزان
تن عریان ارزان
و دروغ از همه چیز ارزان تر
آبرو قیمت یک تکه ی نان
و چه تخفیف بزرگی خورده ست، قیمت هر انسان
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 23:08
+3
maryam
maryam
احتیاط باید کرد!
همه چیز کهنه می شود و اگر کوتاهی کنیم عشق نیز...
بهانه ها جای حس عاشقانه را خوب می گیرند...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 22:58
+2
maryam
maryam
آن قدر مرا سرد کرد، از خودش... از عشق...
که حالا به جای دل بستن یخ بسته ام!
آهای! روی احساسم پا نگذارید،
لیز می خورید!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 22:51
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ