یافتن پست: #را

مهسا
مهسا
اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است "ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس از دست دادن تو ! " ايراني ها ميگن : "عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود ...{-39-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:42
+5
reza
reza
وقتى كه ميگى ديگه برا هميشه فراموشش كردى ، و هيچ احتياجى بهش ندارى ، و تمام فحشهاى دنيا رو نصيبش ميكنى ؛ درست زمانيه كه بيشتر از هميشه دلت براش تنگ شده !...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:41
+3
مهسا
مهسا
سلـــــــــــــــــــام به همـــگـــــــــــــــی{-7-}{-26-}{-32-}{-45-}{-21-}{-17-}{-35-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:39
+6
Behdad
Behdad
عموم میخاست بره سفر خارج واسه همین زود تر اومد عید دیدنی
با این هیکلم زوری عیدی داد بهم
2تا تراول 50 تومنی داد
بیشترین عیدی بود که تو عمرم گرفتم {-46-}{-42-}
آخرین ویرایش توسط BEHDAD در [1390/12/28 - 21:38]
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:37
+6
ali rad
ali rad
اسفند رو ب پایان است
وقت کوچ کردن، وقت بخشيدن و صاف کردن دل،
پس مراببخش:
اگر
با نگاهي
یا صدايي
یا زباني
بر دلت ترکي انداخته ام.
آخرین ویرایش توسط nirvana در [1390/12/28 - 21:28]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:27
+3
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
والا ما بچه بودیم همش اون خانوم مجری مهربونه بودا خانوم رضایی! میگفت: شما… مام میگفتیم: ما؟ میگفت: بعله شما که نزدیک تلویزیون نشستی، یکم برو عقبتر بشین! مام میرفتیم عقب! بعد میگفت: یکم عقبتر! آقا مام تا نزدیکیهای در ورودی میرفتیم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشون نده..! یعنی یه همچین بچه های دوست داشتنی ای بودیم ما..!{-7-} {-11-}
10 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:21
+13
fowkes
fowkes
امروز بعدازظهر به اصرار یکی از دوستان اخراجیهای 3 رو برای اولین بار دیدم
از بعداز ظهر احساس میکنم با تراکتور از رو شعورم رد شدن{-6-}{-6-}
9 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:20
+5
-5
نیوشا
نیوشا
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻧﻘﺶ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﻨد ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ ﻟﺬﺕ ﻣﯽﺑﺮﻧﺪ ، ﺩﻭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ، ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻧﺪﮎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ، ﺳﯿﮕﺎﺭﯼ ﺩﯾﮕﺮ
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:12
+8
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
فقط یه ایرانی میتونه مهمون دعوت کنه..
بعد که مهمون ها رفتند بگه:
آخیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش راحت شدیم{-1-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:11
+12
reza
reza
چیزهایی هست که نمی توان به زبان آورد ، چرا که واژه ای برای بیان آنها وجود ندارد
اگر هم وجود داشته باشد کسی معنای آن را درک نمی کند .
اگر من از تو نان و آب بخواهم تو درخواست مرا درک می کنی ...
اما هرگز این دستهای تیره ای را که قلب مرا در تنهایی گاه می سوزاند و گاه منجمد می کند،
درک نخواهی کرد

ترانه شرقی/فردریکو گارسیا لورکا
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:08
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ