یافتن پست: #را

Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
دختره به دوستش زنگ میزنه میگه , یه پسره دنبام راه افتاده , چیکار کنم؟ دوستش میگه
خوب تندتر راه برو!! دختره میگه من دارم تند میرم ولی اون خاکتوسر خیلی یواش راه میره!
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 23:34
+12
ali rad
ali rad
پلکهاي مرطوب مرا باور کن



اين باران نيست که ميبارد





صداي خسته ي من است که از چشمانم بيرون ميريزند
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 23:28
+5
ali rad
ali rad
سر تا پا سؤال بودم
وقتی …
مرا جواب کرد.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 23:23
+4
ali rad
ali rad
قطار راهت را بگیر برو … نه کوه توان ریزش دارد، نه ریز علی پیراهن اضافه، هیچ چیز مثل سابق نیست …
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 23:20
+3
ronak
ronak
مرد من
من زن بدنیا نیامده ام
که هوس تو را بر اورده کنم
من زن بدنیا امده ام
تا عاشقی کردن را باهم تجربه کنیم
انسان بودن را زندگی کنیم...
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 23:19
+5
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
عشق برای زن سرمایه ای است که تا صد در صد منفعت ندهد
آن را به کسی نمی سپارد . . .!
(شکسپیر)
((یعنی وقتی یه مرد از لحاظ عاطفی همه چی تموم شد واسه یه زن از چشم زن می افته!!!!!!! این یه حقیقته! {-16-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 23:19
+9
-1
ali rad
ali rad
سکوت جایی برای ماندن نمیگذارد

شاید رمزهای عبور را میداند

به آرامی کوله بار خاطراتم را بر میدارم

میروم کنار پنجره نگاهم به جایی میرود

که او را برای اولين با در قلبم حس کردم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 23:13
+2
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
خدایا.......
این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکند
فکری کن!
اشک ما طعنه میزند به باران رحمتت.....!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 23:09
+9
ESmaEL
ESmaEL
بار الاها ای خدای عدل و داد / هر که کرده یادی از ما زنده باد /ما که معتاد رفیقیم و خمار روی دوست /در مرام ما نباشد ترک این نوع اعتیاد{-57-}{-57-}
آخرین ویرایش توسط ESmaEL در [1390/12/28 - 14:38]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 22:54
+6
behzad
behzad
امروز ظهر شیطان را دیدم. نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت. گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند... شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد! گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟ گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 22:54
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ