mah3a
همیشه یادتون باشه هر زنی میتونه جواب هر مردی رو بده و هر مردی هم میتونه جواب هر زنی رو بده.پس اینقدر تو رابطتون با هم کل کل نکنید, به هیچ جا نمیرسید
mah3a
خیلی جالبه:
وقتی یه دختری یه پسری رو دوست داره هیچ کسی از این موضوع خبر نداره به جز خود دختره
ولی وقتی یه پسری عاشق یه دختری میشه همه ازین موضوع خبر دارن به جز خود دختره
ali rad
می نویسم: " عشق"
می خوانم: "درد "
مثل برگی که در آغوش باران امروزعصر
(دوباره) تــــــر شد از تنهایی
mah3a
تو میخندی.حواست نیست من آروم میمیرم تو می رقصیو من عاشق شدن رو یاد می گیرم
چه جذابی چه گیرایی
چه بی منطق به چشمات میشه عادت کرد توی دستای تو باید به سیگارم حسادت کرد
منو پک میزنی آروم خرابم می کنی از سر رژ لب روی ته سیگار تن من زیر خاکستر
منو پک میزنی آروم خرابم می کنی از سر رژ لب روی ته سیگار تن من زیر خاکستر
تنم میلرزه و میری حواست نیست هوامو کام می گیری حواست نیست
حواسم هست و میمیرم حواست نیست کنارت اوج می گیرم حواست نیست
تنم میلرزه و میری حواست نیست هوامو کام می گیری حواست نیست
حواسم هست و میمیرم حواست نیست کنارت اوج می گیرم حواست نیست
حواست نیست……………
ALI SHABAN
آهنگ اندی تو ماشین گذاشتم دوستم میگه اندیه ؟
پَـــ نَ پَـــ داریوشه,داره خودشو لوس میکنه بخندیم !
mah3a
برای خيانت
هــــزار راه هــســــت!
اما
هـيــچ کــــدام به انـــدازه تــــظـــاهـــر به دوست داشتن
کــثـيــف نـيـســـت !
sasan pool
سالها رفت و هنوز
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟
صبح تا نیمه ی شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست؟
کجاست؟
صدفی در دریا است؟
نوری از روزنه فرداهاست
یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟
sasan pool
شنیده ام چنین روزی ، روز میلاد من است
اما
گویا سپری شد، بی آنکه بدانم
آتش شمع چندمین سال زندگی ام را
به خاموشی سپردم
ali rad
یــادم بــاشـــد ، امشب بعضی از آرزوهایم را دم در بگذارم
تــا رفتگـــر ببــــرد ! بیچــاره او ...
ما بقــی را هم نقــدا" بــا خود بــه گور می بـــرم
ما بقــی همــان " آرزوی بــا تــو بودن " است...
نتــرس جانکم !
حتــی آرزوی ِ داشتنت را هم بــه کســی نمی دهم ..
sasan pool
از عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست
بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست
من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز
بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست
غمدیده ترین عابر این خاک منم من
جز بارش خون چشم مرا مشغله ای نیست
در خانه ام آواز سکوت است ، خدایا
مانند کویری که در آن قافله ای نیست
می خواستم از درد بگوییم ولی افسوس
در دسترس هیچکسی حوصله ای نیست
شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد
هرچند از این ذهن پریشان گله ای نیست
ایول.+++
1390/12/26 - 19:17