☺SAEED☻
این روزها
اگر خون هم گریه کنی
عمق همدردی دیگران با تو
...
یک کلمه است :
" آخـــــــی
سحر
یــادم بــاشـــد ، امشب بعضی از آرزوهایمــ را دَم ِ در بگذارم
تــا رفتگـــر ببــــرد ! بیچــاره او ...
ما بقــی را هم نقــدا" بــا خود بــه گور می بـــرم
ما بقــی همــان " آرزوی بــا تــو بودن " است
نتــرس جانکم !
حتــی آرزوی ِ داشتنت را هم بــه کســی نمی دهم .
☺SAEED☻
زیادی صاف نباش ملت تو جاهای صاف بیشتر میتونن ویراژ بدن .
ronak
گذشت آن زمانی که فاصله معنی نداشت ،
آن زمانی که احساس اهمیت داشت ...
در این زمانه حتی یک قدم هم فاصله بگیری ...
جایت را با دیگری پُر میکنند، احساس ... سیری چند!؟؟
ronak
گذشته ای که حالمان را گرفته استــــ....
آینده ای که حالی برای رسیدنش نداریمـــ....
و حال هم
حالمان را به هم میزندـــ .....
چه زندگی شیرینی....!؟!
ronak
هیچوقت نفهمیدی اما
مرا به لمس تنت حاجت نبود
تنها گوشه ای از قلبت را میخواستم !!
ronak
مرا به تختـــم ببنــدید
...
و سیگـــاری برایم روشــن کنید
..
و تنهــــایم بگـــذارید
!
هــــرچقدر هم نــــالیدم و فریـــاد زدم به سراغــ ـــم نیاییـــد
...
من دارم او را تــــرک میکنـــم........