یافتن پست: #را

mah3a
mah3a
فال روز (11 اسفند- 2مارچ)

امروز واقعا سخت است که تعادل را در زندگی خود دوباره برقرار کنید به خاطر اینکه ممکن است احساس کنید بسیار سخت است که بلاخره "بله" یا "نه" بگویید! شما مایلید که از حاشیه بیرون بروید تا بتوانید در متن زندگی محدودیت‌هایی برای خود ایجاد کنید اما شاید برای تان سخت باشد که ازآن قوانین پیروی کنید. تنها راهی که می‌توانید واکنش دنیا و کائنات را نسبت به تصمیمات تان امتحان کنید این است که "خلاق و مبتکر" باشید. این کار آنقدرها که به نظر می‌رسد سخت و دشوار نیست؛ فقط زمان لازم دارید تا راه خود را پیدا کنید.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 11:38
+2
mah3a
mah3a
این آینده کدام بود که بهترین روزهای عمر را
حرامِ دیدارش کردم............................
حسین پناهی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 11:18
+2
aB'Bas S
aB'Bas S
یه روز یه تركه اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛ خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛ یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 10:05
+4
sasan pool
sasan pool
برای اخرین بار خدا نگهدار
برو ولی خاطراتمو نگه دار
برو عزیز گریه نکن دلم میگیره
فقط بدون اینجا یکی برات میمیره
بعد تو عشق دیگه برای من حرومه
برو ولی بدون دیگه عمرم تمومه
برو فقط فکر نکنی کسی ندارم
هیچ موقع تنها نمیشم خدا رو دارم
به تو میگم یک کلمه
دوستت دارم یک عالمه
برو حرفات تو گوشمه
برو یادت تو دلمه
توی چشمام نگاه نکن
دست منو رها نکن
دیگه بسه گریه نکن
برای اخرین بار خدانگهدار ،خدانگهدار{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 10:04
+1
☺SAEED☻
☺SAEED☻
تبریک غضنفر : سالی پر از توأم و سرشار از آکنده برایتان مملو از لبریزم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 09:24
+5
mah3a
mah3a
تنهايــــي را ترجيـــح ميدهـــم ؛ به تن هايـــي كه روحشــان با ديگـــريست ... !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 02:24
+7
شاهین
شاهین
ای بابا این فیسبوکم بویه غم گرفت کلی ناراحتم بچه ها یکم دلداریم بدید
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 01:38
+4
reza
reza
در یک غروب زمستانی شیوانا از جاده خارج دهکده به سمت روستا روان بود. در کنار جاده مردی را دید که زخمی روی زمین افتاده است و کنار او چند نفر درحال تماشا و نظاره ایستاده اند. شیوانا به جمعیت نزدیک شد و پرسید: چرا به این مرد کمک نمی کنید؟!؟

جمعیت گفتند: طبق دستور امپراتور هرکس یک فرد زخمی را به درمانگاه ببرد مورد بازپرسی و آزار قرار می گیرد. چرا این دردسر را به جان بخریم. بگذار یک نفر دیگر این کار را انجام دهد. چرا ما آن یک نفر باشیم؟!

شیوانا هیچ نگفت و بلافاصله لباسش را کند و دور مرد زخمی پیچید و او را به دوش خود افکند و پای پیاده به سرعت او را به درمانگاه رساند. اما مرد زخمی جان سالم به در نبرد و ساعتی بعد جان داد. شیوانا غمگین و افسرده کنار درمانگاه نشسته بود که مامورین امپراتور سررسیدند و او را به جرم قتل مرد زخمی به زندان بردند.



شیوانا یکماه در زندان بود تا اینکه مشخص شد بیگناه است و به دستور امپراتور از زندان آزاد شد. روز بعد از آزادی مجددا شیوانا در جاده یک زخمی دیگر را دید. بلافاصله بدون اینکه لحظه ای درنگ کند دوباره لباس خود را کند و دور مرد زخمی انداخت و او را کول کرد تا به
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 01:23
+1
mah3a
mah3a
يه نفر داشته با زنش دعوا ميکرده که : تو که از من خوشت نميومد پس چرا سر سفره عقد با صداي بلند داد زدي بـــــــــــله ،،، زنه ميگه : من به تو نگفتم بله ،، يکي از من پرسيد با اين مرتيکه عوضي ميخواهي ازدواج کني من داد زدم بـــــــــــله
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 01:20
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
يادمان باشد خطوط قلبمان را زياد اشغال نكنيم...شايد خدا پشت خط باشد.......
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 01:17
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ