ronak
تنهایـــــــــــی ام را کسی شریکــــــی نیست
مُطمـئن باش !
دَست احتــیاج به سمت ِ تـو که هیـــــچ
به سمت ِ خودم هم دراز نـــــــَخواهم کرد !
شایـــد کـه تنهایـــــــــی هایم
از تَـــنهایی دِق کُنــَــد ...
نیوشا
من همیشه دلتنگه اون دوران میشم که سر کلاس تند تند بچه ها رو ميشمرديم که ببينيم کدوم پاراگراف از درس به ما ميوفته بخونيم بعد اونو کلي تمرين مي کرديم ! یادش بخیر . کل دغدغمون همون بودش ..
ronak
آرامتــر تكــانـش دهیــد...
مـَـرگ مَغـــزی شُــده...بــایـد زودتـــر دفــن شــود...
چیـــزی بــَرای اِهـدا هـــم نــدارد...
اِحســـاسَـــم استــــ !
تــــا همیـن دیــروز زنـده بـــود
خـــــودمــ دیـــدمــ ،
كِســـی لِهــــش كــــــرد و رَفــتـــــ..!
ali rad
آدمیست دیگر
یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد
دوست دارد بردارد خودش را بریزد دور.
aB'Bas S
اگر عشق نبود به کدامین بهانه ای می خندیدیم و می گریستیم؟
کدام لحظه های ناب را اندیشه می کردیم؟
چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری...
بی گمان پیشتر از اینها مرده بودیم اگر عشق نبود !
« دکتر علی شریعتی »
ALI SHABAN
حال و روز اینترنت در ایران
ashkan
يه روز تو يه تيمارستان …
دكتره می خواست از بيماراش تست بگيره
يه عكس ماشين ميزاره جلوی همه
ميگه هركی اين ماشين رو هول داد روشن كرد ميره خونه اش
همه رفتن هول بدن كه برن خونه به جز یک نفر !
دكتره خوشحال شد با خودش گفت اين پس خوب شده …
بهش گفت ببينم تو چرا ماشين رو هل نميدی ؟!
گفت اينا خنگن سويچ دست منه
ronak
هَمیـــشه میگفتـــــی : مـــــــن ، یه تار مُوی تو را به هیچ کَس نمیــــــدَهم...!!!
اینقَدر تار های مویِ مَن را به این و آن دادی تا کَچَــــل شدم ..!
حـــــــالا برو دســـــت از سر کچلم بردار!!!
parnian
من راي ميدهم
به کسي که قول دهد
تمام خيابانهاي اين شهر را
و خاطره هايش را
عوض کند