یافتن پست: #را

mary jun
mary jun
شیشه نازک احساس مرا دس نزن !
         چندشم می شود ا لک انگشت دروغ !!!
آن ک می گفت ک احساس مرا میفهمد . . .
              کو کجا رف؟ ک احساس مرا خوب فروخت !
دیدگاه  •   •   •  1393/05/5 - 21:53
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دخـتـره هنوز سنش 2رقـمی نـشده تـو گـوشاش النـگـو انـداخـته بـه لبـاش انـگشتـر بـه نـافشـم گـوشـواره :|
اونـوقت من دفـعه اولی که سوراخ نـافمـو دیـدم دو روز گـریـه کردم
فـکر می کردم سوراخ شدم کم کم بـادم خـالی می شه میمیـرم!!
دیدگاه  •   •   •  1393/05/5 - 20:10
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شامپو خریدم روش نوشته:
این محصول را روی سرتان بریزید و موهایتان را بمالید سپس آبکشی کنید!
من میخواستم بریزم تو دهنم قرقره کنم،خدا خیرشون بده آگاهم کردن
دیدگاه  •   •   •  1393/05/5 - 20:09
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یعنی اگه این دخترا 10000 تا رژ داشته باشن
که هر کدوم یه رنگ خاص داشته باشه
بازم تهش 2 -3 تاشو با هم میزنن
تا اون رنگی که میخوان دربیاد....
والااااااااا

Ah
2 دیدگاه  •   •   •  1393/05/5 - 20:06
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تلفن خونه زنگ زد جواب دادم عمم بود!
من_سلام عمه..
_سلام کسی خونتون نیست؟
من_چرا دیگه من هستم!
_خب اگه کسی اومد بگو زنگ بزنن!خدافظ.
و زرت قطع کرد........!

الان قشنگ احساس بز بودن بهم دست داده!
دیدگاه  •   •   •  1393/05/5 - 19:59
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شما هم برای تخمین سردی یا گرمی چایی ای که برای مهمون میبرید
انگشت میزنید توش ؟
یا فقط من اینجوریم !؟
.
1 دیدگاه  •   •   •  1393/05/5 - 19:41
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مردی با اسلحه وارد یک بانک شد و تقاضای پول کرد
وقتی پولها را دریافت کرد رو به یکی از مشتریان بانک کرد و پرسید : آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟
مرد پاسخ داد : بله قربان من دیدم
سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و او را درجا کشت
او مجددا رو به زوجی کرد که نزدیک او ایستاده بودند و از آنها پرسید آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟زن پاسخ داد : نه قربان من ندیدم اما همسرم دید
نکته اخلاقی: وقتی شانس در خونه شما را میزند از آن استفاده کنید!!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/05/5 - 19:29
+3
farhad
farhad
یکی از اشتباهاتمون اینه که گاهی کسایی رو تو زندگیمون راه می دیم که تو طویله راهشون نمی دن
دیدگاه  •   •   •  1393/05/5 - 17:38
+3
farhad
farhad
خونمون مهمون اومد، وقتي در رو باز كردم، دخترشون قدش حدود يك و نود بود وقتي كفشش رو درآورد و يك و هفتاد و پنج شد
گل سرش روكه برداشت شد يك و پنجاه نگرانم كم كم محو بشه!
دیدگاه  •   •   •  1393/05/5 - 17:35
+3
farhad
farhad
وقتـــی نخـــواستنـت...
آروم بـکــش کـنـــــار...!
غــــم انـگیـــــز اسـت اگـــر تـــو را نـخـــواهـــد؛
مســـخـره اســت اگـــر نفهمــــی؛
احــمقـــانـــه اســت اگــــر اصــرار کـنـــی ....
دیدگاه  •   •   •  1393/05/5 - 17:30
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ