یافتن پست: #را

امیرحسین
امیرحسین
نمیدونم چرا هر وقت من کلید موفقیت رو پیدا می‌کنم
یه نفر قفل رو عوض می‌کنه.....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:39
+5
سحر
سحر
مردي ؟؟
هر چقدر مغرور!
هرچقدر صادق!
هر چقدر ساده!
هرچقدر جذاب!
هر چقدر مکار!
درست...
اما گاهی برای داشتن یک یار همراه همدم خوب باید زانو بزنی وابراز عشق کنی
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:35
+8
-1
نیوشا
نیوشا
اینجا بر تخته سنگ
پشت سرم نارنجزار
رو در رو دریا مرا میخواند
سرگردان نگاه میکنم
میآیم . میروم . انگاه در میابم که همه چیز یکسان است و با این حال نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:29
+8
ali rad
ali rad
آرامم...


همچون مزرعه ای که تمام محصولاتش را ملخ ها خورده اند...


دیگر نگران ضربات داس ها نیستم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:21
+5
ali rad
ali rad
مرا دید و نشناخت


این بود درد .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:15
+5
mah3a
mah3a
راه میوفتم بی هدف مقصد راهو نمی دونم
کاش می شد آروم بگیرم ولی افسوس نمی تونم

کو یه قاصدک تو جاده که بشه همسفر من
من یه قصه ام که جدایی شده فصل آخر من
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:13
+4
mah3a
mah3a
پنجم اسفند ماه
سپندارمذگان
اسفندروز، جشن اسفندگان، گرامی داشت زمين و بانوان, جشن برزگران شاد باش
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:13
+4
mah3a
mah3a
والــدیــــن گـرامـــی‌ ...
اگر دخترتون هنگام خوندن اس ام اس ،یک لبخندِ احمقانه رو صورتش نقش میبنده ...
اون اس ام اس از دوست پسرشه ...
قلم پاشو میتونید خورد کنید.
.
.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:11
+4
mah3a
mah3a
هفته طبیعت نزدیک!
رو شکم نخواب شهرداری هر سوراخی ببینه درخت میکاره...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:11
+2
ebrahim
ebrahim
مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه…
راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم…آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین حمل جنازه بودم" !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:10
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ