یافتن پست: #را

ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
يارو داشته دعا ميکرده ميگه: خدا را شکر از صبح تا حالا نه عصباني شدم، نه حرص
داشتم، نه حرف بد زدم، نه مال مردم خوردم،


.


.


.


ولي خدايا از يکي دو دقيقه آينده که از تخت ميآيم بيرون تو کمکم کن! {-18-}{-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 22:49
+1
☺SAEED☻
☺SAEED☻
من برای خودم مینویسم، تو برای خودت بخوان!من حرف دلم را مینویسم، تو حرف دلت را بخوان!من برای عشق مینویسم،تو برای معشوقه هایت بخوان! حساب..بی حساب
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 22:48
+4
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
دفتـــــــر زنــدگــــــــــــی ام را کــه بــــاز مے کـنــــــــم ...
*تــــــــــــو* ...
از سـطــــــــر اول شـــروع مے شــــــوے ...
و مــــــــن ...
خـــــط آخـــــــر تمـــــــام مــــــی شـــــــوم ...
فـاصـلــــــه مــن و *تـــــــــــــو* ...
جــــــاده پــر پـیـــــچ و خــــــم خـــــــاطــــــرات ...!!!{-38-}{-38-}{-38-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 22:47
+3
ronak
ronak
ای کاش کنارت بودم تا

زیباترین لالایی عاشقانه را برایت زمزمه کنم و تو اسمان قلبم را با مهتاب زیبای چشمانت نور باران کن تا خوابت ببرد
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 22:46
+6
امید
امید
دکتر شريعتي : «کلاس پنجم(دبیرستان) که بودم پسر درشت هيکلي در ته کلاس ما مي نشست که براي من مظهر تمام چيزهاي چندش آور بود ،آن هم به سه دليل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اينکه سيگار مي کشيد و سوم - که از همه تهوع آور بود- اينکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالي گذشت يک روز که با همسرم ازخيابان مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيکل ته کلاس را ديدم در حاليکه خودم زن داشتم ،سيگار مي کشيدم و کچل شده بودم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 22:44
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
تاحالا به این فکر کردی با اینکه سگ به وفاداری معروفه اما چرا میگن"مثل سگ پشیمون میشی؟"
چون ته وفاداری پشیمونیه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 22:43
+5
امید
امید
شرافتِ مرد ، به بکارتِ زن میماند ...!
یکبار که لکه دار شود ، دیگر قابل جبران نخواهد بود ...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 22:42
+6
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
صدقـات خـود را به جـای ِ صنـدوق .. داخـل ِ سطل ِ زبـالـه بیـاندازید ! زودتـر و مطمئن تـر .. به دست ِ مستحقش می رسد ...!{-38-}{-38-}{-38-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 22:42
+4
امید
امید
مادرم می گفت که عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب اما حالا هزار شب است که پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکردم.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 22:41
+5
امید
امید
در بیکرانه ی زندگی دو چیز است که افسونم میکند:
آبی آسمان که میبینم و میدانم که نیست
و خدایی که نمیبینم ومیدانم که هست.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 22:40
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ