یافتن پست: #را

امید
امید
هیچ کس ویرانیم را حس نکرد ...
وسعت تنهایی ام را حس نکرد ...
در میان خنده های تلخ من ...
گریه ی پنهانیم را حس نکرد ...
در هجوم لحظه های بی کسی ...
درد بی کس ماندنم را حس نکرد ...
آن که با آغاز من مأنوس بود ...
لحظه پایانیم را حس نکرد ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:48
+6
مهسا
مهسا
لره میره تهران یه دور که تو خیابون میزنه به دوستش میگه : گرگعلی من دیگه عمرا برگردم ایران{-20-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:48
+6
امیرحسین
امیرحسین
دو برادر غیرتی...!!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:47
+6
مهسا
مهسا
يه روز از يه شيرازي ميپرسن که راسته که شيرازي‌ها حرف دومشون هميشه فحشه؟ شيرازيه ميگه: کدوم بي‌شرفي اين حرف رو زده ؟{-54-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:46
+7
امید
امید
چه جالب
ناز را ميکشيم
آه را مي کشيم
انتظار را مي کشیم
فرياد را مي کشیم
درد را مي کشیم
ولي بعد از اين همه سال آنقدر نقاش خوبي نشده ايم
که بتوانيم
دست بکشيم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:44
+6
parham
parham
بچه ها این همه پست میزنیم ولی!!
برای خسته نباشید و تشکر از مدیرای سایت ناظم ها و خودمون پست نمیدیم!
به سلامتیه همه یه دست و جیغ بلند نه نه نه !!!! خونه شاکی میشن آروم تو دیدگاه تشکر کنیم ازشون لایک هم نمیخواد نگین برای لایک گفتش {-35-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:42
+5
ronak
ronak
غضنفر دست می کنه تو دماغش

يکی می بينتش میگه تو اون يکی سوراخه

غضنفر ميگه : نه من می خوام از پشت سر غافلگيرش کنم !!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:41
+7
ronak
ronak
وقتی يه سيب گاز می زنی

و يه کرم درسته می بينی ناراحت نشو

اون موقعی ناراحت شو که

سيبو گاز بزنی و يه کرم نصفه ببينی !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:34
+7
امید
امید
یه روز بهم گفت: «می‌خوام باهات دوست باشم؛آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز دیگه بهم گفت: «می‌خوام تا ابدباهات بمونم؛ آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه.من هم خیلی تنهام»
یه روز دیگه گفت: «می‌خوام برم یه جای دور، جایی كه هیچ مزاحمی نباشه
بعد كه همه چیز روبراه شد تو هم بیا آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز تو نامه‌ش نوشت: «من اینجا یه دوست پیدا كردم آخه می‌دونی؟من اینجا خیلی تنهام»
براش یه لبخند كشیدم وزیرش نوشتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت:
«من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی كنم آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
براش یه لبخند كشیدم و زیرش نوشتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم
و چیزی که بیشتر خوشحالم می کنه اینه که نمی دونه
(من هنوز هم خیلی تنهام)
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:34
+7
ronak
ronak
پيرزنه تو اتوبوس هی میگفته

نی نای نا نای نی نای نای

همه هم دست ميزدن براش

بعد يهو دست می کنه تو کيفش

دندوناشو در مياره ميگه نياوران نيگه دار !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:29
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ