یافتن پست: #را

vahid lahiji
vahid lahiji
نمـــــــــــــــــی دانم حرفـــــــــــــــــم را بـــــــــــــــــاور می کنید یا نه.... نیمی از عمر را به تمسخر آنچه دیگران به آن

اعتقاد دارند می گذرانیم و نیمی دیگر را در اعتقاد به آنچه دیگران به تمسخر می گیرند...!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 11:36
+2
vahid lahiji
vahid lahiji
When you were born, you were crying
And everyone around you was smiling
Live your life so at the end
You’re the one who is smiling and everyone
Around you is crying

وقتی که به دنیا آمدی، تو گریه می کردی
و اطرافیانت لبخند به لب داشتند
آنگونه باش که در پایان زندگی
تو تنها کسی باشی که لبخند بر لب داری
و اطرافیانت گریه می کنند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 11:11
+3
sasan pool
sasan pool
این شعر دقیقا واقعیت ما ایرانی ها هست.نمیدونم ما ایرانی ها از همون اول اینجوری بودیم یا بعدا اینجوری شدیم.ولی واقعیت متاسفانه
دسته های گل نهادن بر مزار من چه سود
در زمان بودنم، یک شاخه گل دستم بده
شمع میسوزد و پروانه به دورش نگران
من که میسوزم و پروانه ندارم چه کنم
واقعا فرهنگ ایرانی تکه.{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 02:20
+2
sasan pool
sasan pool
این شعر مورد علاقه من هست.دوست دارم روی سنگ قبرم بنویسن.امیدوارم زود تر بیاد این لحظه شیرین مرگ.
فقط شعرش طولانی هست احتمالا توی یک سنگ جا نشه روی دوتا سنگ بنویسن{-18-}{-18-}{-18-}البته هزینه هم میره بالا چون باید دوتا قبر هم بگیرم{-18-}{-18-}{-18-}
معلوم نیست که وقت مرگ من میشه.{-9-}{-9-}{-9-}{-9-}{-9-}{-9-}{-9-}{-9-}{-9-}{-9-}
شعر در دید گاه میزارم.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 02:15
+1
حمید
حمید
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید. - روی

تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور

دانش بجست در مجلس ختم من گاز اشک‌آور پخش کنید تا همه به گریه

بیفتند.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 01:55
+6
حمید
حمید
فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را

اینقدر دوست داری غم را چرا آف[!]؟ خداوند گفت:غم

را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می

شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 01:54
+5
حمید
حمید
میدونی سردره مطب جراحی پلاستیک چی نوشته؟؟؟؟؟؟...... نوشته

لولو تهویل میگیریم هلو تحویل میدهیم.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 01:51
+4
حمید
حمید
یادته یه روز بهم گفتی : هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که

نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده ... گفتم : اگه بارون نبود چی

؟ گفتی : اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمونم گریش می گیره ... گفتم :

یه خواهش دارم . وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار .

گفتی : به چشم ... حالا امروز من دارم گریه می کنم اما آسمون نمی

باره ... تو هم اون دور دورا ایستادی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 01:48
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
ma dg berim bekhaaaabim...masalan mikham sobe zod beram koh....shabe hamegi bekheeeeeeeeyrrrrr....doseton midaraaaaaam
127 دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 01:36
+6
امید
امید
اتم را شکافته ایم اما … از درون خویش بی خبریم !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 01:28
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ