همیشه فاصله ای هست میان ماندن و رفتن، همیشه حکایتی هست میان بودن و نبودن، همیشه دردی هست که دلت را برنجاند، همیشه زخمی هست که پایت را بلنگاند، همیشه حسی هست که قلبت را بلرزاند، همیشه اشکی هست که نگاهت را بلغزاند... همیشه..
گفتی سوزن بزار یک خاطره با حال بگم.پارسال من مریض شدم رفتم آمپول بزنم دو تا خانوم آمدن یکی زد برای من داشت برای اون یکی شرح میداد که چجوری بزنم من هم به این خانوم دومی گفتم خانوم یاد گرفتی؟گفت آره گفتم فایده نداره من که هستم برو یک سوزن بگیر عملی هم یاد بگیری.از خنده مرد الان هر دفعه که میرم آمپول بزنم اون هست من میبینه می خنده.
یه يخچال نو خريدم، يخچال قديميه رو گذاشتم دم در روش نوشتم: رايگان! هركسي خواست، ببره. هر روز ميومدم مي ديدم يخچال سر جاشه! دو سه روز گذشت ديدم اينطوريه رو يخچال نوشتم: براي فروش، 50000 تومان! فردا صبحش اومدم ديدم يخچال رو دزديدن مملکته داریم؟؟
دیشب یه پشه نیشم زد پاشدم دنبالش کردم بالاخره گوشه اطاق خفتش کردم اومدم بکشمش یهوگفت بابا ! راست میگفت من باباش بودم آخه خون من تو رگاش بود ! تا صبح تو بغل هم گریه کردیم ! (برگي از رمان حيف نون)