سحر
دیروز خاطره ای بیش نیست و
فردا فقط یک رویاست
اما اگر امروز را خوب زندگی کنی
تمام دیروزهایت به خاطر خوش
وتمام فرداهایت
به
رویاهای امید تبدیل خواهد شد
بنابراین امروز را دریاب
امروز
آغاز طلوع است.
sasan pool
با حسرتي كه از دل و جانم نمي رود
مهتاب را به كاسه چشمم نشانده ام
گه ناله مي كنم و گاه در سكوت
بذري ز خاطرات تو بر دل فشانده ام
سحر
وقتی باخدا گل یاپوچ بازی میکنی نترس.خواهی برد.چراکه خدا هردو دستش پره...
sasan pool
دلم گرفته،،هواي ترانه ام ابريست..
قسم به آه كه آيينه ي خانه ام ابريست.
به بيكرانه ي حجم آسمان شده ام!!
ولي دريغ.....!!!!
كران تا كرانه ام ابريست.....
sasan pool
بگذار سرنوشت هر راهي ميخواهد برود،ما راهمان جداست...
اين ابرها تا ميتوانند ببارند... ما چترمان خداست!
sasan pool
گر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم
کسی که حرف دلش را نگفت من بودم
دلم برای خودم تنگ می شود آری
همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم
نشد جواب بگیرم سلام هایم را
هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم
چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را؟
اشاره ای کنم انگار کوهکن بودم
من آن زلال پرستم٬ درآب گند زمان
که فکر صافی آبی چنین لجن بودم
غریب بودم و گشتم غریب تر٬ اما:
دلم خوش است که در غربت وطن بودم