یافتن پست: #را

M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
دعا می کنم که خدا بگیرد هرآنچه را که خدا را از تو می گیرد. . . . . . . . . . . . . " شهید دکتر شریعتی "
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:27
+2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
چارلي چاپلين ميگه:در دنيا جاي كافي براي همه هست...پس بجاي اينكه جاي كسيو بگيري ...جاي خودت را پيدا كن.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:26
+2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
نگو بار گران بوديمو رفتي....نگو نا مهربان بوديمو رفتي...نگو اينها دليل محكمي نيست....بگو با ديگران بوديو رفتي.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:24
+2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
خدايا ، چه گم کرد آنکه تو را يافت ، و چه يافت آنکه تو را گم کرد . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:23
+1
محمد
محمد
کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:08
+3
محمد
محمد
از بالا در دارم میام تو خونه بابام از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم آمادگی جسمانیمو تست می‌کنم امشب می‌خوایم بریم سرقت!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:07
+3
امید
امید
علی را صد تکّه کردم و تا بلکه بتوانم یک تکّه از علی را مطالعه کنم اما افسوس که هر تکه از علی خودش صد تکه ای پیچیده تر بود.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:05
+1
امید
امید
من براي سال ها مينويسم ...... سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند....... افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود...... هميشه يكي بود يكي نبود
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:03
محمد
محمد
رفتم خونه دوستم کامپیوترش خرابه… میگم پاورت سوخته کامل! میگه یعنی یکی دیگه بگیرم ؟ میگم پَـــ نَ پَــــ سوختگیش جدی نیست پماد سوختگی بزنی خوب میشه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:02
+1
محمد
محمد
واسه استخدام رفتم یه شرکتی خانومه میگه :شما برای آگهی استخدام اومدین؟ گفتم پـَـَـ نَ پـَـَــــ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:01

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ