tamanna
من عاشق اينم ميميرم واسش يه جوارايي بهترين گيتاريستمه ديونتم متاليك
امید
مرد زندانی می خندد... شاید به زندانی بودن خویش شاید هم به آزاد بودن ما راستی زندان کدام سوی میله هاست ارنستو چگوارا
صنم
خواستم تو قلبت خونه کنم ديدم اونجا زمينش گرونه ما فقير فقرا تو چشمات چادر ميزنيم!ا
صنم
به فالگیر بگو ؛ خط ِعمر من ، کف ِ دستهایم نیست ! رد ِ پاهای <او> را نگاه کند ...!
صنم
بهترین درودهایم نثار آنانی باد که کاستی هایم را میدانند و باز هم دوستم دارند . . .
خوشبختی یافتنی نیست ، ساختنی است . . .
صنم
مرا ببخش که ساده بودنم دلت را زد... مرا ببخش اگر عشق ورزیدنم چشمانت را بست!!!! میروم تا انان که توانا ترند.... تو را به اوج بودنت برسانند...
ghabeli nadash
1391/01/6 - 20:47