یافتن پست: #را

مهسا
مهسا
رد پاهایم را پاک می کنم به کسی نگویید من روزی در این دنیا بودم. خدایا می شود استعـــــفا دهم؟ کم آورده ام ...!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:25
+2
gha3m
gha3m
معلم کلاس اول از ساسان کوچولو مي پرسه ..اگه تو 10 تا شکلات داشته باشي 2 تاشو بدي به سميرا..3 تاشو بدي به مريم و يه دونه هم بدي به شراره اونوقت چي خواهي داشت؟؟؟ ساسان ميگه .خوب معلومه 3 تا دوست دختر جديد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:20
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
اين عشقي که به من بخشيدي براي هميشه زنده خواهد ماند تو هميشه آنجا هستي ،هنگاميکه فرو افتم ضعف مرا مي ستاني و به من نيرو وقدرت مي بخشي و براي هميشه دوستت خواهم داشت و در کنارت مي مانم همچو فانوسي در تاريکترين شبها بالهايي خواهم بود، که در طول پرواز ياري ات خواهم کرد و در طوفان سر کش ،سر پناهي براي تو خواهم بود ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:14
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:14
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:14
مهسا
مهسا
روزی در همین نزدیکی ها کسی که مثل همه بود در چشمانم قلابی انداخت و قلبم را ربود و حالا از مچ دستانم آرزوی باران خون می آید! به خاطر ربوده شدن قلبم! رگ ها غارت شدند و لبخندها اشک ...........
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:11
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني! حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي! نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني! صدايت نمي زنم ..... زيرا اشک هاي من براي تو بي فايده است! فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:09
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
کنار آشیان تو آشیانه می کنم فضایه آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند بخاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:09
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
سر گشته ام از این همه راهی که ندارم گاهی که تو را دارم و گاهی که ندارم من مانده ام و لایق تیغی که نبودم من مانده ام و فرصت آهی که ندارم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:09
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:08

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ