یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ایا میدانستید اگر جوراب شما کثیف باشد زودتر پاره میشود
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

پس انقدر تنبل نباشید و جورابتون رو بشورید
حالا من شیرازیم شما دیگه چرا
دیدگاه  •   •   •  1394/08/23 - 11:55
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه فلافلی رفتم
مدل سلف سرویسی

.

.

انقد چپوندم تو نونه
صاحبش اومد گفت
داداش این دو تومن خودت
اینم پنج تومن اضافه تر..
اینم یه فرم ماله کمیته امداد
پر کن ببر اونجا تحت نظارت قرار بگیری یه وقت از گشنگی نمیری..
دیگه هم اینجا نیا..
دیدگاه  •   •   •  1394/08/23 - 11:54
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو اتوبوس نشسته بودم پیرزنه ازم پرسید:
کجا درس میخونی؟
گفتم گرگان مادرجون
گفت: کرمان؟
گفتم: نه گرگان
گفت: کجای کرمان
گفتم: نه گرگان
گفت: گفتی کجای کرمان؟
دیدم زشته تو اتوبوس صدامو ببرم بالا گفتم: آره کرمان
گفت: پس گوه میخوری هی میگی گرگان
ینی مسافرا صندلیارو گاز میگرفتن از خنده (:
دیدگاه  •   •   •  1394/08/23 - 11:54
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تعریف از خود نباشه ¬_¬.
.
.
.
.
ولی
.
.
از جلوی هرمرکز خ[!] که رد میشم
درش برام باز میشه^o^
دیدگاه  •   •   •  1394/08/23 - 11:52
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
با دو دسته از آدما هیچ وقت بحث نکن..



یکی کسایی که شبکه چهار نگاه میکنن
یکی کسایی که شلوار پارچه ای رو با کتونی میپوشن.!!
.
.
.
. اینا هیچی برا از دست دادن ندارن
دیدگاه  •   •   •  1394/08/23 - 11:49
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از غضنفر مى پرسن : ميز توالت ديدى ؟
ميــگه : راستش صندلى شو ديدم ولـــى
ميزش و نه ...!!!!!

من ديگه حرفى ندارم
دیدگاه  •   •   •  1394/08/23 - 11:49
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگه احساس می کنید خیلی تنها هستید ...
همین الان چراغ های خونه رو خاموش کنید ،
جلوی تلویزیون روی مبل بنشینید ،
و یه فیلم ترسناک بزارید.

بعدش فکر می کنید یکی کنارتونه ،
یکی توی آشپزخونه راه میره ،
یه چند نفری هم توی حیاطن ،

کلا از تنهایی در میاین.
دیدگاه  •   •   •  1394/08/23 - 11:47
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه سلامم میدم به خودم







تا حالا به خودم سلام نداده بودم
سلام مهربون

سلام عزیز
سلام طلا
سلام باحال
سلام بامرام
سلام بامعرفت
سلام جییییییییگر
دیدگاه  •   •   •  1394/08/23 - 11:47
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیروز با یکی ت[!] بحثم شد. حالا مکالماتمون:
....
من:مگه بووووققققی این طوری حرف میزنی؟

اون: اصلا بی خیال جواب ابلهان خاموشیست..

من:سکوت...

اون: من دیگه جوابتون نمیدم.تو اصلا شایستگی نداری که من باهات حرف بزنم

من:سکوت...

اون:دیدی خوب جوابتو دادم؟؟؟؟

من: همچنان سکوت :|

اون: خوب ساکتت کردما....

من:سکوت...

اون:اصلا بلاکت می کنم...دختره بووووق....

و همچنان من تا پایان سکوت کردم :/
یکی نیست بهش بگه حالا که میخواست جواب منو نده چرا اینقده حرف میزد؟؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1394/08/23 - 11:46
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به شوهرم گفتم فردا مامانت برا ناهار میاد پیشمون برو برنج و گوشت و مرغ بگیر
.
.
.
.
.
.
کوکو سیب زمینی درست کنم
دیدگاه  •   •   •  1394/08/23 - 11:45

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ