یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسر بایس به خانومش بگه
نبینم وقتی قرار گذاشتیم
برام بزک دوزک کنی
موقعی که انتخابت کردم کور نبودم که
میدونم خوشگلی ^.^ ( حالا قهر نکن )
دیدگاه  •   •   •  1394/07/23 - 20:39
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مـــا کلا خیلــی جالبیــم
تــو توالــت فکــر می کنیـم
تــو زنــــدگی...
چـــی؟بگـــو
آره جرات داشتــه باش
تــو زندگــی چــی؟
آباریکلا
میریــنیم..)))
دیدگاه  •   •   •  1394/07/23 - 20:37
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم برای مداد سفید میسوزد.....!!!!‌
ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻡ ﺁﺧﺮ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ
ﮐﺎﺭﺑﺮﺩ ﻣﺪﺍﺩ ﺳﻔﯿﺪ در ﺟﻌﺒﻪ ﻣﺪﺍﺩ ﺭﻧﮕﯽ
چه ﺑﻮﺩ؟
ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ !!
ﻣﺜﻞ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺁﺩمها ....
ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺭﻧﮓ ﻧﺪﺍﺭند ﻭ ﺧﺎلصند...
2 دیدگاه  •   •   •  1394/07/23 - 20:36
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آیا شـبی برای دلم مـاه می شوی؟
یا باز هم مساوی یک آه می شوی؟

سربـاز زخـم خـورده ی شـطـرنـج عـاشـقی!
یک شب برای دلخوشی ام شاه می شوی؟

با کـام تـشـنـه بر سر چاهی رسیده ام
یوسف ترین ترانه ی این چاه می شوی؟

یک بیت وصف چشم تو ، یک بیت وصف زلف
بـا مـن در ایـن مـشـاعـره همراه می شوی؟

سر می کشد غم از در و دیوار بیت هایم
آیـا شـریـک ایـن غـم جانکاه می شوی؟
دیدگاه  •   •   •  1394/07/23 - 20:35
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
. دیگر آن دیوانه ی بی تاب سابق نیستم
توبه کردم از گناه عشق،! عاشق نیستم

شیشه بودم، سنگ ها اما نفهمیدند من
فرق دارم با همه، آیینه ی دق نیستم

صاف و ساده بودنم را هیچ کس باور نکرد
خالیم از هر سیاست ،من "مصدق" نیستم!

دور باید شد از این "خاکِ غریبِ" لعنتی
صبر کن "سهراب"جان، من توی قایق نیستم!

آه دنیا خسته ام از زندگی آنقدر که
با ادامه دادانش دیگر موافق نیستم

بغض دارم، بغض یعنی مرگ! اما گریه نه...
شاعری مغرور هستم، اهل هق هق نیستم

می شود فهمید از حال خرابم، ذره ای
دیگر آن دیوانه ی بی تاب سابق نیستم.....
دیدگاه  •   •   •  1394/07/23 - 20:35
poorya
poorya
چرا اینجا انقد سوت و کوره...
دیدگاه  •   •   •  1394/07/23 - 03:28 توسط Mobile
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من از کوچیکی یه سوال داشتم....






نقش راننده قطار چیه؟

این قطاره که رو ریل داره راه خودشو میره...

دیگه اون شلغمه این وسط؟

فقط وقتی رسیدن ترمز میکنه

شد کار؟
دیدگاه  •   •   •  1394/07/20 - 19:56
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگه یه دوربین میتونست از تصورات من فیلم برداری کنه ،
اول یه 10 سالی میبردنم تیمارستان بعدشم تا آخر عمر زندان...
تااازه اگه اعدامم نمیکردن....
دیدگاه  •   •   •  1394/07/20 - 19:49
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺑﺎ 206 ﺗﻮ ﺟﺎﺩﻩ ﻣﻮﻧﺪﻡ ﺑﯽ ﺑﻨﺰﯾﻦ .

ﯾﻪ 405 ﮐﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪه اﺵ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ
ﮔﻔﺖ: ﭼﯽ ﺷﺪﻩ؟ ﺑﮕﻮ ﮐﻤﮑﺖ ﮐﻨﻢ

ﮔﻔﺘﻢ؛ بنزینم تموﻡ ﺷﺪﻩ، می شه ﺍﺯ ﻣﺎﺷﯿﻨﺖ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﺑﮑﺸﻢ ؟

ﮔﻔﺖ: ﻣﮕﻪ ﺑﻨﺰین 405 به 206 می خوﺭﻩ ؟





ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﻣﯿﺮﻡ ﮐﺮﺑﻼ.

ای اهل حرم میر علمدار نیامد علمدار نیامد سه ضرب.
دیدگاه  •   •   •  1394/07/20 - 19:43
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اون کسی که کلمه عمه و خاله رو تو زبان انگلیسی یکسان قرار داده
.
.
قطعا یه عمه باهوووش بوده
:))))))
دیدگاه  •   •   •  1394/07/20 - 19:43
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ