یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به رفیقم میگم توکه عشقت خوشگله چرا بهش خیانت میکنی؟ گفت چلوکباب هم خوشمزه ومجلسیه. ولی خوب من کشک بادمجون هم دوست دارم.
یعنی خداوکیلی حرفش قانع کننده بود
دیدگاه  •   •   •  1393/02/10 - 14:51
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بابام دو هفته ای میشه تا میام پای کامپیوتر میاد بغلم میشینه دستمو می گیره و چُرت می زنه !

دیشب بهش میگم : بابا این کارا واسه چیه ؟
میگه : تلوزیون گفته فرزندان خود را در دنیای مجازی تنها رها نکنید !
دیدگاه  •   •   •  1393/02/10 - 14:31
+1
reza
reza
1 دیدگاه  •   •   •  1393/02/10 - 13:28
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
خدایا!

کاش اعتراف کنی جهنمی در کار نیست...



برای ما همین روزهای برزخی دنیا کافیست...!


دیدگاه  •   •   •  1393/02/10 - 12:32
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
از تنهایی به میان مردم می گریزم

و از مردم به تنهایی پناه می برم!


راست می گفتی نیما!


به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را؟!!
2 دیدگاه  •   •   •  1393/02/10 - 12:29
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
و مرا

آنقدر آزردی ..

که خودم کوچ کنم از شهرت ..

بکنم دل ز دل چون سنگت ..

تو خیالت راحت ..

می روم از قلبت ..

میشوم دورترین خاطره در شب هایت

تو به من می خندی ..

و به خود می گویی:

باز می آید و می سوزد از این عشق

ولی ..

بر نمی گردم نه!

می روم آنجایی

که دلی بهر دلی تب دارد ..

عشق زیباست و حرمت دارد ..

تو بمان ..

دلت ارزانی هر کس که دلش مثل دلت

سرد و بی روح شده است ..

سخت بیمار شده است ..

تو بمان در شهرت


...  .

دیدگاه  •   •   •  1393/02/10 - 12:27
+4
*elnaz* *
*elnaz* *

از زنــدگــی ......


از آیــنده ........


از راه نــــرفته ........


از خواب نـــدیده ........


از تو از مـــن از همـــه کس ......


می تــــــرســـم !!!!!

دیدگاه  •   •   •  1393/02/10 - 12:25
+4
*elnaz* *
*elnaz* *

سر خاک من …!!


 اونی که بیشتر اذیتم کردش بیشتر گریه می کنه…!!


 اونی که نخواست منو ببینه بالاخره میاد دیدن جنازم …!!


 اونی که حتی نیومد تولدم زیر تابوتمو می گیره …!!


اونی که بهم سلام نمی کرد میاد برای خداحافظی…!!


 چه روز قشنگیه اون روز همه هستن …!!


 حیف که خودم نیستم…

دیدگاه  •   •   •  1393/02/10 - 12:24
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
دلم آرامـش می خـواهـد ...

بـه انـدازه ی خوردن ِ یـک فنـجان چـای کـوتـاه بـاشد ...!!

یـا

به اندازه ی قـدم زدن روی ِ سنـگفـرش ِ خیـس ِ پـیاده رو

طـولـانـی ..............!

فـرقی نـمی کنـد

فـقط آن لـحظـه را می خـواهـم

آن لـحظـه کـه تـمام سلـول های بدنم

آرام مـی گـیرنــــد
دیدگاه  •   •   •  1393/02/10 - 12:22
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ :ﺿﻤﺎﯾﺮ ﺭﺍ بگو
ﮔﻔﺘﻢ :ﻣﻦ، ﻣﻦ، ﻣﻦ، ﻣﻦ.
ﮔﻔﺖ :ﻓﻘﻂ ﻣﻦ؟؟؟
ﮔﻔﺘﻢ :ﺑﻘﯿﻪ ﺭﻓﺘﻦ، ﻣﻦ ﺗﻨﻬﺎﻡ
ﮔﻔﺖ :ﮔﻤﺸﻮ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﯿﻨﻢ ﻓﮏ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻓﯿﺴﺒﻮﮐﻪ؟!؟
دیدگاه  •   •   •  1393/02/9 - 22:25
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ