یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عاقا من قرار بود دکتر بشم!!!ولیییییییییییی....
مامانم چهارم ابتدایی
منو فرستاد کلاس خوشنویسی..
خطم اوکی شد دیگه....
دست تقدیر نذاشت دکتر بشم...!!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/02/1 - 09:41
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﻣﺘﻮﻟﺪ ﭼﻨﺪﯼ
:80 ﺑﭽﻪ . ﻟﺠﺒﺎﺯ
:79 ﻣﻮﺯﯼ .ﺩﻭﺭﻭ
:78ﺧﻨﮓ . ﻧﻔﻬﻢ . ﺟﺬﺍﺏ
:77 ﺣﺴﻮﺩ . ﺑﺎﺣﺎﻝ . ﺩﻭﺭﻭ
:76 ﺧﻮﺷﺘﯿﭗ .ﺑﺎﻧﻤﮏ . ﻣﻮﺯﯼ
:75 ﺧﻮﺷﮕﻞ . ﺟﺬﺍﺏ . ﺩﻟﺮﺑﺎ. ﺧﻮﺵ ﺳﻠﯿﻘﻪ ﺳﮑﺴﯽ
:74 ﺧﻮﺷﮕﻞ . ﻧﻤﮑﯽ . ﺗﻮ ﺩﻝ ﺑﺮﻭ
:73 ﻟﻮﺱ .ﺷﯿﻄﻮﻥ ﺟﺬﺍﺏ
:72 ﺑﺎﺷﺨﺼﯿﺖ . ﺑﺎ ﺍﺩﺏ . ﺟﺬﺍﺏ
:71 ﺑﺎﺍﺩﺏ ﺑﺎﺣﺎﻝ . ﺑﺎ ﺟﺬﺑﻪ
:70ﯾﻮﺑﺲ . ﻧﭽﺴﺐ .ﻻﺷﯽ
69 ﻭ: ﺧﻮﺩ ﭼﺲ ﮐﻦ .ﺩﻭﺭﻭ
:68 ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ . ﺑﺎﺣﺎﻝ .ﺑﺎﻧﻤﮏ
:67 ﺧﻮﺵ ﺳﻠﯿﻘﻪ . ﺧﻮﺵ ﺍﺷﺘﻬﺎ . ﺟﺬﺍﺏ
:66 . ﺑﺎﺣﺎﻝ . ﺑﺎ ﻣﻌﺮﻓﺖ
:65 ﺗﻮ ﺩﻝ ﺑﺮﻭ . ﺩﻟﺮﺑﺎ
:64 ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺣﺎﻝ . ﺷﻮﺥ ﻃﺒﻊ . ﺗﻮ ﺩﻝ ﺑﺮﻭ
:63 ﺑﺎﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯿﺖ . ﺑﺎﺣﺎﻝ

4 دیدگاه  •   •   •  1393/02/1 - 09:01
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

پسر دایی ۱۸ساله ی لوسم، با یه دختره نامزد کرده که دختره ۱۶سالشه!

رفته بودیم تالار برای مراسم نامزدی

خواننده گفت آقا داماد آهنگ درخواستی چی بزارم تقدیم کنم به شما و عروس خانم؟

منم داد زدم آهویی دارم خوشگله رو براش بخون!

هیچی دیگه، الان ۴ماهه داییم باهام حرف نمی‌زنه

دیدگاه  •   •   •  1393/02/1 - 08:59
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چشم و هم چشمی جدید خانومها:
خانوم اولی: ما دیگه برای این مرحله ی یارانه ثبت نام نکردیم…
خانوم دومی: وا! یعنی مرحله ی قبل میگرفتین؟!
خانوم سومی: حالا این یارانه یارانه که میکنین اصن چی هست؟!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/02/1 - 08:55
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/02/1 - 08:54
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اکنون طی یک سری تلاش های بی وقفه بنده توانستم گوچه فرنگی را از غذای املت جدا کرده و با رُب جایگزین کنم و اسمه این غذای پر انرژی و لاکجری را از املت به رُبلت تغییر بدم....
دیدگاه  •   •   •  1393/02/1 - 08:36
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/02/1 - 08:34
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/01/31 - 22:43
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

داشتم با ماشینم می رفتم سر کار که موبایلم زنگ خورد،گفتم بفرمایید.الووووو.....

فقط فوت کرد!:

گفتم اگه مزاحمی یه فوت کن اگه می خوای با من دوست بشی دو تا فوت کن،
دو تا فوت کرد...

گفتم اگه زشتی یه فوت کن،اگه خوشگلی دو تا فوت کن،دو تا فوت کرد...

گفتم اگه اهل قرار نیستی یه فوت کن اگه هستی دو تا فوت کن،دو تا فوت کرد...

گفتم من فردا میخوام برم رستوران شاندیز،اگه ساعت 12 نمیتونی بیای یه فوت کن،
اگه میتونی بیای دو تا فوت کن.دوباره دو تا فوت کرد...

با خوشحالی گوشی رو قطع کردم.فردا صبحش حسابی به خودم رسیدم،

بهترین لباسامو پوشیدم و با ادکلن دوش گرفتم،تو پوست خودم نمی گنجیدم،
فکرم همش تو قرار امروز بود.

داشتم از خونه در میومدم که زنم صدام کرد و گفت:ظهر ناهار میای خونه؟

اگه نمیای یه فوت کن،اگه میای دو تا فوت کن!!!!!!!!!!!

دیدگاه  •   •   •  1393/01/31 - 17:52
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/01/31 - 16:35
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ