یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

اعتراف میکنم ۶ سالم که بود با دخترخاله هام نقشه کشیدیم که مزاحم تلفنی بشیم
واسه همین مرغ همسایه رو قرض گرفتیم
زنگ میزدیم خونه مردم، میگفتیم ببخشید مرغ ما با شما کار داره بعد گوشی رو میگرفتیم جلو نوک این مرغه
اینقد دم و پر وبال این مرغه رو میکشیدیم و میزدیم تو سرش که صداش تا آسمون میرفت!
الان روح اون مرغه هرشب میاد به خوابم!

دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 20:13
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
این فیلما که مادر پدرا قبل از رفتن تو اتاق بچه شون در می زنن اجازه می گیرن، اینا همش کلک سینماییه، جلوه های ویژه ست!
تو خونه ما تنها جائی که امنیت داری دسشوئیه :)) تو اتاقت که اصلا =))
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 20:12
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مامانم بهم زنگ زده
من : جانم؟
مامانم : جانم نیست منم!
اخه مادر من خب خواستم کلاس بزارم برات <img src=(" title=":((" />
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 20:11
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اعتراف میکنم بعد از سه سال برای اولین بار به آبی و قرمزه روی شیر دستشویی دانشگاه اعتماد کردم
با اینکه ۳ ساعت گذشته اما هنوز خیلی پشیمونم !
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 20:09
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عطسه گرامی!
یا بیا یا برو!
هیچ خبر داری که وقتی اون وسط گیر می کنی،قیافه آدم عین منگول صادراتی میشه...؟؟ :|
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 20:07
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 20:02
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 19:51
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
جاگذاشته ام …
دلم را ، هرکه یافت ، مژدگانی اش تمام زندگی ام
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 19:45
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 19:24
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 19:22
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ