یافتن پست: #را

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


گاهـــــــــی زیباترین لبخنـــــــــــدها عمیق ترین رازهـــــــــــــــا را پنهان میکنند زیباترین چشمــــــــــها بیشترین اشـــــــــــکها را گریستــــــــــــه اند و مهربانترین قلبــــــــــها بیشترین درد را حـــــــــــــس کرده اند...


دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 23:54
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺗﻮ ﻋﻼﯾﻖ نوﺷﺘﻪ : ﻏﺬﺍﯼ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﻡ ﺍﺳﺘﯿﮏ ﺁﺑﺪﺍﺭﺑﺎ ﺳﺲ ﻗﺎﺭﭺ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺭﯾﺰﻭﺗﻮ ﻭ ﺍﺳﭙﺎﮔﺘﯽ ﺑﻮﻟﻮﻧﺰ ﻭ ﮐﻤﯽﻣﺎﺭﺗﯿﻨﯽ :| . . . . ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﺻﻒ ﻧﺬﺭﯼ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺍﺯﺩﺣﺎﻡ ﺟﻤﻌﯿﺖ ،ﻗﺎﺑﻠﻤﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯽﺍﺵ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺗﻮ ﺳﺮﺵ ﻭ ﺭﻓﺘﻪ ﮐﻤﺎ {-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 23:52
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وزی انیشتین به چارلی چاپلین گفت :
می دانی آنچه که باعث شهرت تو شده چیست؟
"این است که تو حرفی نمیرنی و همه حرف تو را می فهمند"!

چارلی هم با خنده می گوید :
تو هم می دانی آنچه باعث شهرت تو شده چیست؟
"این است که تو با اینکه حرف میزنی، هیچکس حرفهایت را نمی فهمد"!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 21:36
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آینده نه چندان دور :D

عاقد : عروس خانم دوشیزه shirin_sooskesiah آیا وکیلم شما را با مهریه …
یک شاخه وبکم و هدست بیسیم
ADSL و شمعدان دیجیتالی
سند یک سایت تفریحی با دامنه دات کام
یک مودم DSL بهمراه 60 سال اینترنت نا محدود و پر سرعت میگ میگ
به عقد دائم آقای feri_ferferi در بیاورم !؟

کاربران شاهد : عروس رفته کامنت هاشو چک کنه !
عاقد : برای بار دوم آیا وکیلم ؟
کاربران شاهد : عروس رفته ویروس کش سیستمشو آپدیت کنه !
عاقد : BUZZ !
عروس : با اجازه بزرگترهای فیس بوک ، بله ! :
دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 21:34
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کاش 10درصد احساساتی که برای مرده ها صرف میکنیم رو به زنده ها اختصاص میدادیم
دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 21:29
+7
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
هرچه مغرور تر باشی تشنه ترند برای با تو بودن و هرچه دست نیافتنی تر باشی بیشتر به دنبالت می ایند اما امان از روزی که غروری نداشته باشی و بی ریا به انها محبت کنی ان وقت تو را هیچ وقت نمی بینند و ساده از کنارت عبور می کنند
دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 21:24
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 21:23
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 21:20
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 21:18
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یک چشمش اشک بود، یک چشمش خون

یک ماه بود که بخاطر نداشتن ماشین شاسی بلند با شوهرش قهر بود.

از پنجره اتاق بیرون را نگاه کرد

زنی با هیجان برای شوهرش دست تکان داد و با سرعت به سمت او رفت.

هردو با شادی به هم لبخند زدند و سوار موتور شدند و رفتند.
دیدگاه  •   •   •  1392/08/23 - 21:14
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ