یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلت تنگ یک نفر که باشد ..

تمام تلاشت را هم بکنی تا خوش بگذرد

و لحظه ای فراموشش کنی....

فایده ای ندارد

تو دلت تنگ است ..

دلت برای همان یک نفر تنگ است.....

تا نیاید تا نباشد

هیچ چیز درست نمی شود..
دیدگاه  •   •   •  1392/08/19 - 17:13
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/19 - 17:08
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/19 - 17:04
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/19 - 17:01
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
.آموزش تضمینی اذیت و آزار کردن دیگران
.
.
.
.
.
.
.
ﺗﻮﯼ ﺗﺎﻛﺴﯽ ﺍﮔﻪ ﻛﻨﺎﺭﺕ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻦ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺸﯿﻦ ، ﺑﻬﺶ ﺑﮕﯿﻦ ﻣﮕﻪ ﻧﻤﯿﺎﯼ ؟
ﺍﻭﻥ ﻫﺎﺝ ﻭ ﻭﺍﺝ ﺷﻤﺎ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﻛﻨﻪ .
ﺑﻬﺶ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﺪﯾﻦ ﻭ ﺑﮕﯿﻦ : ﭼﻪ ﺯﻭﺩ ﺟﺎ ……ﺯﺩﯼ؟
ﺑﻌﺪﺵ ﺩﺭ ﺗﺎﻛﺴﯽ ﺭﻭ ﺑﺒﻨﺪﯾﻦ ﻭ ﺑﺮﯾﻦ
دیدگاه  •   •   •  1392/08/19 - 17:00
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
صه و بی پولی هیچوقت سراغ من نمیاد ، هیچوقت ؛
در واقع هیچوقت نرفته که بخواد بیاد
الانم اینجاست … بچه ها غصه و بی پولی ، غصه و بی پولی بچه ها :|
دیدگاه  •   •   •  1392/08/19 - 16:57
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/19 - 16:49
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختـــره استاتوس گذاشتـه : . . . انقدر بدم میاد از پسرهایی که میان فیسبـوک برا علافــــی ! انگار خودش هر وقت میاد فیسبوک عمل پیوند کلــیــــــه می کنه...
دیدگاه  •   •   •  1392/08/19 - 16:47
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
روزگاریست در این شهر غریب
بین آدمهایی که ز تنهایی خود می ترسند
وز پس آینه از دیدن خود میترسند،
من تو را پاک ترین یافته ام!
آن قدر پاک،که اگر آب نبود
من تو را "آب" صدا میکردم...
دیدگاه  •   •   •  1392/08/19 - 16:42
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گم کرد شبی راه و مسیرش به من افتاد
ناخواسته در تیر رس راهزن افتاد
در تیر رس من گره انداخت به ابرو
آهسته کمان و سپر از دست من افتاد
بی دغدغه بی هیچ نبردی دلم آرام
در دام دوتا چشم دو شمشیر زن افتاد
می خواستم از او بگریزم دلم اما
این کهنه رکاب از نفس از تاختن افتاد
لرزید دلم مثل همان روز که چشمم
در کشور بیگانه به یک هم وطن افتاد
درگیر خیالات خودم بودم و او گفت:
من فکر کنم چایی تان از دهن افتاد.
دیدگاه  •   •   •  1392/08/19 - 16:37
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ