یافتن پست: #رفته

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه روزی میرسه زنگ میزنی بهم و میشنوی: مشترک مورد نظر در حال مکالمه است... این تلافی اون همه پشت خط موندنام...

یه روزی میرسه اس ام اس میزنی ک دلم گرفته و منم بهت هیچ جوابی نمیدم و بعد چند ساعت یه اس ام اس رایگان میدم ... این تلافی همه اون بیخیال بودنات...

یه روز میرسه که زنگ میزنی و با بی میلی میگم: بعدا بهت زنگ میزنم ... این تلافی همه اون بی محلیات....

یه روزی میرسه ک بهم زنگ میزنی میگی عشقم و منم توی جواب بهت میگم عشقت نیستم... این تلافی روزایی ک بهم میگفتی عاشقت نیستم...

و در آخر ی روزی میرسه کی میگی دارم میمیرم و من میگم مزاحمت نمیشم راحت باش .... این تلافی روزهایی که مردم و بیخیالم بودی

پس : نگران رفتنی ها نباش ؛ زمین گرد است...
دیدگاه  •   •   •  1393/04/15 - 14:00
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/04/14 - 17:53
+2
farhad
farhad
تو دست در دست دیگری. . .

من در حال نوازشِ دلی که سخت گرفته است از تو . . .

مدام بر او تکرار می کنم که ،

نترس تنهای من . . . !

آن دستها به هیچ کس وفا ندارند . . .
دیدگاه  •   •   •  1393/04/14 - 13:57
+2
xroyal54
xroyal54
4 دیدگاه  •   •   •  1393/04/12 - 02:51
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥



دختره با ماشین صاف رفته تو شیشه مغازه رفیقم ! افسر اومد!! دختره سریع پنجاه هزار تومن و یك شماره گذاشت تو جیب افسره. هیچی دیگه افسر یه جور کروکی کشیدمغازه مقصر شد....



دیدگاه  •   •   •  1393/04/10 - 13:46
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ:

ﻣﻦ ﺟﺴﺪ رﻭ ﻣﯿﺎﺭﻡ ﻫﻤﻮﻧﺠﺎ ﭘﻮﻟﻮ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ !

ﻫﯿﭽﯽ ﻃﺮﻑ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ ﻗﺮﺍﺭﻣﻮﻥ ﻋﻮﺽ ﺷﺪ !

ﺩﻓﻨﺶ ﮐﻦ ﻓﻘﻂ ﺩﺳﺘﺸﻮ ﻗﻄﻊ ﮐﻦ ﺑﯿﺎﺭ ﺑﺮﺍﻡ ﺗﺎ مطمئنن ﺸﻢ ﮐﺸﺘﯿﺶ

کرک و پرم ریخت ﮔﻮﺷﯿﻢ ﺭﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻡ
دیدگاه  •   •   •  1393/04/9 - 19:26
+7
SADAF.SHAHLAI
SADAF.SHAHLAI
رد پای کسی رو که ارامش را ازم گرفته بود دنبال کردم ناگهان به خودم رسیدم..
دیدگاه  •   •   •  1393/04/8 - 17:03
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/04/7 - 20:33
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿـــﺮﻩ ﺩﺳﺸﻮﯾﯽ ﺑَــــــــــﺮﻕ ﻣﯿﺮﻩ، ﺟـــﯿﻎ ﻣﯿﮑﺸﻪ،
ﺯﻧﺶ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻪ ﭼﺮﺍ ﺟﯿﻎ ﻣﯿﮑﺸﯽ ﺑﺮﻕ ﺭﻓﺘﻪ دیگه!
ﻣﯿﮕﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺯﯾﺎﺩ ﺯﻭﺭ ﺯﺩﻡ ﮐـــﻮﺭ ﺷﺪﻡ!
دیدگاه  •   •   •  1393/04/3 - 19:50
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اینو بخون انگار 6تا لیسانس گرفتی
بچه ای از پدرش پرسید سیاست یعنی چه؟
پدر میگه:برای تو یک مثال در مورد خانواده ی خود میزنم..
من حکومت هستم
چون همه چیزرا من تعیین میکنم.
مامانتت جامعه است چون کارهای خونه رو اون اداره میکنه .
کلفتمون ملت فقیر و پابرهنه هست چون ازصبح تا شب کا میکنه و هیچی نداره
تو روشنفکری چون داری درس میخونی و پسر فهمیده ای هست
داداش کوچیکت هم ک دو سالشه نسل اینده است...........
پسرک نصف شب باصدای برادر کوچیکش از خواب میپره و میبینه زیرش کثیف کرده میره
توی اتاق خواب پدر و مادرش میبینه پدرش توی تخت نیست و مادرش ب خواب عمیقی فرورفته و هرکار میکنه مادرش بیدار نمیشه.
میره تو اتاق کلفتشون ک اونو بیدار کنه میبینه باباش با کلفتشون خوابیده!!!!!!!!!!!!!
فردا صبح باباش ازش میپرسه :پسرم فهمیدی سیاست چیه؟
پسر میگه:
بله پدر سیاست یعنی اینکه حکومت ترتیب ملت فقیر و پابرهنه رو میده درحالی ک جامعه ب خواب عمیقی فرورفته و روشنفکر هر کاری میکنه نمیتونه جامعه رو بیدار کنه درحالیکه نسل اینده داره تو کثافت دست و پا میزنه.......
دیدگاه  •   •   •  1393/04/2 - 19:53
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ