یافتن پست: #رو

M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
یکی از فانتزیام اینه که توی دانشگاه یکی از اساتید تهدیدم کنه که بهت صفر میدم بعد منم در حضور همه برم جلوش سرمو بکوبم به دیوار بگم :
منو از نمره میترسونی ؟
من زندگیمو باختم استاد . . .
برو از خدا بترس
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 10:04
+3
sara
sara
خدایا...به من جراتی عطا بفرما تا سرویس نمایم دهن آن کس را باید !
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 10:03
+2
sara
sara
خدایا...به من جراتی عطا بفرما تا سرویس نمایم دهن آن کس را باید !
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 10:02
+1
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
به کافه چی گفتم: همون همیشگی...!

نگاهم کرد…!!!


.


.


.


.


.


.


.


گفت: زر نزن بابا، این جا دو روزه افتتاح شده...!

دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 10:00
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 09:54
+3
sara
sara
وقتی که سرت شلوغه ؛

وقتی که داری خوش میگذرونی ،

اون موقعه اگه به یادش بودی . . .

دوست داشتنت رو نشون دادی

وگرنه همه توو تنهاییشون

دنبال یه همدم میگردن
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 09:54
sara
sara
ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮑﺸﻪ ﮐﻪ ﺭﻭﺯ
ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﯿﺮ ﻭ ﮐﻢ
ﺳﻮﺍﺩﺵ ﺑﮕﻪ ﺷﻤﺎ ﮐﻤﺘﺮ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﯿﺪ ...

ﺧﺠﺎﻟﺖ ﭘﺴﺮﯼ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮑﺸﻪ ﮐﻪ )ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﺭﻭ
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ( ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻧﻔﺮ ﺳِﻨﺪ
ﮐﻨﻪ ...

ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺯﻧﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮑﺸﻪ ﮐﻪ ﺧﻮﺵ
ﮔﺬﺭﻭﻧﯽ ﻫﺎﺷﻮ ﺩﺭ ﻏﯿﺎﺏ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﮐﻪ
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﻭ ﺷﯿﻔﺖ ﮐﺎﺭ
ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻩ!

ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮑﺸﻪ ﮐﻪ ﺯﻧﺶ
ﭘﺸﺘﺶ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﺨﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺮﮔﺮﺩﻩ
ﻭ ﺍﻭﻥ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﺨﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺯﻧﺶ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﺑﻂ
ﭘﻨﻬﺎﻧﺶ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻮﯾﯽ ﻧﺒﺮﻩ
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 09:15
+1
sara
sara
لمست کردم،بر تو دست کشیدم
و در قلمرو تو زیستم
چون آذرخشی بر یکی شعله
که آتش قلمرو توست
ای فرمانروای من!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 08:54
+1
saeed
saeed


"پنجره خیال "


تا خانه چشمانت راهی نیست ، وقتی که نگاهت را از من دریغ میکنی ... چه بگویم


وقتی که نه تنها چشم هایت را ، بلکه دریچه قلبت را برویم بسته ای ...


اما...


بدان همیشه پشت پنجره "خیالم" برای چشمهایت چون چلچراغی میدرخشد...


بگذار در وجود تو گم شوم و تودر جستجوی من آهسته مرا بخوانی...


و مرا در قلبت پیدا کنی!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 00:57
+2
saeed
saeed
سلام مهربونم ،میدونم بنده خوبی نیستم،میدونم تنهام نذاشتی

میدونم با وجود گناهایی که داشتم همیشه مراقبم بودی


خدا جونم باز هم تنهام نذار،کنارم باش


الان بیشتر از قبل ازت انتظار دارم،چون به غیر از خودم

باید مراقب یکی دیگه هم باشی که ازم دوره ولی دلم باهاشه


جونم به جونش بنده،بیشتر از خودم یا هر چیز و هر کس دیگه ای دوسش دارم


یکی که به خاطر من غرورشو شکست و کاریو انجام داد


که دوست نداشت،خدا جونم اگه اون طوریش بشه من نمیتونم زنده بمونم


حالا حکمت کاراتو میفهمم کسی که مال من بود و عاشقم


برام فرستادی،قول میدم لیاقتشو داشته باشم


عشقم دوست دارم


خدا جون عاشقتم
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 00:56
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ