یافتن پست: #رو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:54
+3
AmiR
AmiR
زن مثله مشروبه كه اولش حاليت نيست كيف مي كني و خوشي بعد كه يه كم گذشت

ميبيني حالت به هم ميخوره و بايد بياري بالا همشو ! تازه حالي رو هم كه بردي از حلقت

ميكشه تحويل سيفون ميده !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:54
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

هفت نصیحت مولانا


 گشاده دست باش، جاری باش، كمك كن (مثل رود


 باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید


اگركسی اشتباه كرد آن رابه پوشان (مثل شب


 وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ


متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك


 بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا


اگر می‌خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:51
+3
AmiR
AmiR
دو چيز هميشه بايد تازه باشند؛ عشق و تخم مرغ !

.

.

.

سه چيز را زود به زود عوض كن؛ زن، عشق و پيراهن زير!

.

.

.

.

.

مثل چيني :اگر ميخواهي براي يك روز معذب باشي مهماني كن و اگر مي خواهي براي يك

سال معذب باشي پرنده نگاهدار و اگر مي خواهي مادام العمر معذب باشي زن بگير !!!

.

.

.

هميشه عکس همسرت رو تو کيفت بزار تا هر وقت مشکل بزرگي واست پيش اومد

به عکسش نگاه کنيو بدوني مشکل بزرگتري هم داري !!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:50
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تکرار پشت تکرار، من، تو، شراب، بوسه


یک عشق آتشین بار، من، تو ،شراب، بوسه


این بوسه چندمین است؟من چشم میگذارم


تو عاشقانه بشمار من ،تو، شراب، بوسه


امروز روز خوبیست آب از سر من و تو 


دیگر گذشته انگار، من، تو، شراب، بوسه


روح هزار عاشق ،در ما حلول کرده


خیام ،شمس،عطار،من، تو، شراب، بوسه


بی چشم های مستت،بازار گرم این عشق


میماند بی خریدار،من، تو، شراب، بوسه


از تو غزل نوشتم ،خوشبختی مسلّم


با این ردیف اینبار،من، تو، شراب، بوسه
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:48
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥


قلب من


قالی خداست


تاروپودش از پر فرشته هاست


پهن کرده او دل مرا


در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب


برق می زند


قالی قشنگ و نو نوار من


از تلاش آفتاب


 


شب که می شود، خدا


روی قالی دلم


راه می رود


ذوق می کنم، گریه می کنم


اشک من ستاره می شود


هر ستاره ای به سمت ماه می رود


یک شبی حواس من نبود


ریخت روی قالی دلم


شیشه ای مرکّب سیاه


سال هاست مانده جای آن


جای لکه های اشتباه


 


ای خدا به من بگو


لکه های چرک مرده را کجا


خاک می کنند؟


از میان تاروپود قلب


جای جوهر گناه را چطور


پاک می کنند؟


آه


از این همه گناه و اشتباه


آه نام دیر تو است


آه بال می زند به سوی تو


کبوتر تو است


 


قلب من دوباره تند تند می زند


مثل اینکه باز هم خدا


روی قالی دلم، قدم گذاشته


در میان رشته های نازک دلم


نقش یک درخت و یک پرنده کاشته


قلب من چقدر قیمتی است


چون که قالی ظریف و دست باف اوست


این پرنده ای که لای تاروپود آن نشسته است


هدهد است


می پرد به سوی قله های قاف دوست...^

دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:46
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گفته بودی درد دل کن گــــــــــاه با هم صحبتی

کو رفیق راز داری؟ کــــــــــــــو دل پرطاقتی؟

شمع وقتی داستانم را شنید آتش گـــــــــرفت

شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتـــــــــــی

تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد

غنچه‌ای در باغ پرپر شد ولی کــــــــو غیرتی؟

گریه می‌کردم که زاهد در قنوتم خیره مــــــــاند

دور باد از خرمن ایمان عــــــــــــــــــــاشق آفتی

روزهایم را یکایک دیدم و دیـــــــــــــــدن نداشت

کاش بر آیینه بنشیند غبار حســـــــــــــــــــرتی

بس‌که دامان بهاران گل به گل پژمرده شــــــــد

باغبان دیگر به فروردین ندارد رغبتــــــــــــــی

من کجا و جرئت بوسیدن لبهای تـــــــــــــــــــو

آبرویم را خ[!] عاقبت با تهمتـــــــــــــــــــــی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:42
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهے پاے ڪسے میمانے...

ڪہ نہ בیـבےاش... نہ میشناسےاش...

فقط حسش ڪرבه اے... تجمسمش ڪرבه اے...

پشت هالہ اے از نوشتہ هاے مجازے روے پیج مجازےاش...

ڪہ هر روز میخوانے و בر جوابش میگویے...

لایڪ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:39
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥


ترکم مکن


حتی برای ساعتی


که دلتنگی چون بارانی


به آوارم فرو خواهد ریخت


و غبار


چون هاله ای،


جای پایت به شنها امیدم میدهد


و مژگانت آرامشم،


عزیزترین!


ترکم مکن حتی برای ثانیه ای،


وقتی تو نیستی


سرگردان سرگشته این سول مداومم


که باز خواهی گشت آیا؟؟؟

دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:38
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

دیدید...!!!


نوشته‌هایی هستند که خواندنشان سنگین است



حالت را عوض می کنند. ضربان قلبت را بالا میبرند 

و پُراند از غم ِشیرین...


دوست داری مرورشان کنی
و بعد هم یادداشتی پایش بنویسی .

اما بعضی نوشته‌ها سنگین‌تر‌اند...


نمیتوانی بیش از یکباربخوانیشان.


خط به خط که پایین میروی کلماتش ...


آوار میشوند بر سرت...


بر شانه‌هایت سنگینی می کنند "



 

بس که درد دارند بس كه تو را نوشته‌اند

دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:36
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ