باز هم شب شدو و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم امشب درانتظار یک شب به خیر تا صبح بیدار خواهم ماند اما تو چشماهای زیبایت را به رویاها بسپار….شب به خیر
شب خیر دوستان گلم توی دنیا فقط شمارو دارم شما تنهام نذارین
خدا ازت میخوام برم گردونی عقب حداقل به وقتی که باهاش آشنا شدم میخوام تمام خاطراتم که با اون بود رو دوباره ب چشم ببینم میخوام دوباره خندهاش گریه هاش هر چی از اون که منو آروم میکنه ببینم
هر روزت بفکرشم هر روزت ازت خواهش میکنم که خوابشو ببینم ولی تو به این خواستمم نگاه نکردی واقعا که
الان که داشتم اینارو مینوشتم از اولش تا آخرش گریم گرفته بود چون دوباره به یادش افتادم بچه ها
و کوچه ترقه زدند، پیرزنه دم در وایساده بود هفت جد یارو رو نفرین کرد دو دقیقه بعد نوه خودش ترقه زد در حد بمب هیدروژنی! پیرزنه گفت: قربون قد و بالات مادر مواظب باش