یافتن پست: #رو

nanaz
nanaz
سقط کردم فرزند مشروع عشقم را...
از وحشت این مردمان که
عقلشان در چشمشان است...
میدانی..... عادت کردند
زن آبستن عشق را
هرزه خطاب کنند....
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 14:50
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
لازمست گاهی از خود بیرون آمده و از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و از خود بپرسی که سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم ، آیا ارزشش را داشت؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 14:47
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میری تو از همه روزهای من
من و تنها میزاری تو دنیا
میگی دوست نداری حسِ منو
میری

از آخرین باری که گفتی و رفتی و تورا ندیدم
روزها آمد و سالها گذشت و دقیقه ها رفت
من هیچ وقت نفهمیم که چرا تورا دیدم؟
وقتی قرار نبود همیشگی باشی
و چرا رفتی؟
وقتی که می شد نیامده باشی
…تو
نبودی … آمدی … رفتی
اما در خاطرمن ماندی
و من هر صبح به یاد می آورم که تورا باید فراموش کنم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 14:45
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاه حجم نگاهت در نبودت هزار بار در من تکرار می شود،
در من گمشده ای!!!
و به دنبال هجـای رفتن می گردی، بی فانوس، بی چراغ …
شعله ای فروزان به نام عشق،
به نام عشق،
به نام عشق روشن خواهم کرد و به دستت خواهم داد
روزی خواهی رفت می دانم،
این را شعله فروزان عشق در من سرداد،
که روشنایی من بیش از فانوس و چراغ است،
شعله ام تورا خواهد سوزاند و او را بی تاب رفتن خواهد کرد، خاکسترت را باد به منزل گه یار به ویرانی خواهد برد.
کاش در رابطه ها فانوسی به روشنایی بس بود
کاش کاشف دیوانه شعله عشق فقط یک شب مست بود
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 14:43
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گآهی دِلــَت نــِمیخوآهــَد . . .
دیــروز رآ بِه یآد بــیآوَری . . .
اَنگــیزه ای بــَرایِ فــَردآ هـَم نــَدآری . . .!!
وَ حآل هــَم کِه . . .
گآهی فــَقــَط دِلــَت میخوآهــَد . . .
زآنوهایــَت را تــَنگ دَر آغوش بــِگیری . . .
وَ گوشــِه ای اَز گوشــِه تــَرین گوشـِه ای کِه می شــِنآسی . . .
گریـــه کنی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 14:40
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 14:39
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد ،
آنقدر که یکی از این شب های لعنتی آغوشش را برای من و یک دنیا خستگیم بگشاید ؛
هیچ نگوید و هیچ نپرسد فقط مرا در آغوش بگیرد
بعد همانجا بمیرم تا نبینم روزهای آینده را …
روزی که دروغ میگوید ،
روزی که دیگر دوستم ندارد ،
روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمی گیرد
و روزی که عاشق دیگری می شود
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 14:35
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 14:35
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پروانه ی من در تاری افتاده است که؛
عنکبوتش “سیر” است؛
نه می تواند پرواز کند؛
نه می میرد …!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 14:34
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
برای سفر به گذشته نیازی به ماشین زمان ندارم …
منِ خسته با یک نخ سیگار و چند پک عمیق ، هر روز به گذشته سفر میکنم !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 14:29
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ