یافتن پست: #رو

sayeh
sayeh
خدا هیچ کارش بی حکمت نیس......
حتی فاصله رو به حکمت دوستی افرید.......
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:58
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هی لعنتی …
اون طوریم که تو فکر میکنی نیست ..
شاید عاشقت بودم،روزی …..!
ولی ببین بی تو هم زنده ام....
هم زندگی میکنم …
فقط گاهی در این میان...
یادت …
زهر میکند به کامم زندگی را …
همیــــــــن...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:33
+2
saman
saman

باران گرفته ام به هوای شکفتنت


جاری در امتداد ترک خوردۀ تنت


با اشک های حلقه شده پای گونه هات


با دست های حلقه شده دور گردنت


من متهم به رابطه با واژۀ توام


مظنون به دستکاری گل های دامنت


این گرگ و میش وقت طلوع است یا غروب


در چشم های نیلیِ مایل به روشنت؟!

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:33
+4
NeDa
NeDa

متاسفم که چرا مزه عشق را از دست تو چشیدم تا همیشه در شک دروغ بودنش بمـــانم…

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:29
+5
saman
saman

حرف زیاد داریم اما ؛


ما همه کارگریم


از کوره اگر در برویم


آجر می شود نانمان!

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:28
+4
.:SaRa:.
.:SaRa:.
خسته و مونده رسیدم خونه میگم سلام مامان غذا چی داریم ؟
مامانم با مهربانی بی سابقه ای میگه سلام عزیزم چند لحظه صبر کن الان نهارو حاضر میکنم …
با کمال تعجب میگم مامی مهربون شدی ؟؟؟!!!
میگه اه تویی ؟ فکر کردم مبیناست (آبجی کوچکم) ! کارد بخوره اون شکمت اول برس بعد نهار نهار کن ، از صبح تا الان پای گاز وایسادم … خلاصه یک قشقرقی به پا کرد که نگو و ننویس …
در مورد افق و سر راهی بودن با من حرف نزنید اعصاب ندارم !
آهنگ هم نمیخوام بدم بیرون اعصاب اون رو هم ندارم !
اصلن کلا اعصاب ندارم !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:22
+5
.:SaRa:.
.:SaRa:.
بابام ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻭﻝ ﮔﻮﺵ ﮐﻦ ﺑﺒﯿﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻢ ﺑﻌﺪ ﯾﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻦ ﯾﺎ ﺑﺮﻭ ﻓﮑﺮﺍﺗﻮ ﮐﻦ ﺑﻌﺪ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻦ !!!
پدر دمکراته ما داریم ؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:17
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

دیدم در آن کویر درختی غریب را ّ
محروم از نوازش یک سنگ رهگذر
تنها نشسته ای بی برگ و بار زیر نفسهای آفتاب
در التهاب
در انتظار قطره باران در آرزوی آب ابری رسید چهر درخت از شعف شکفت
دلشاد گشت و گفت ای ابر ای بشارت باران آیا دل سیاه تو از آه من بسوخت؟
غرید تیره ابر
برقی جهید و چوب درخت کهن بسوخت چون آن درخت سوخته ام
در کویر عمر
ای کاش خاکستر وجود مرا با خویش می برد
باد
باد بیابانگرد ای داد دیدم که گرد باد حتی خاکستر وجود مرا با خود نمی برد

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:17
+6
.:SaRa:.
.:SaRa:.
به مامانم میگم : شام چی داریم ؟
میگه : آنچه گذشت !
میگم : غذای جدیده ؟
میگه : عارع …
میگم : خو حالا چیا داره توش ، واسه سلامتی خوبه ؟
میگه : هرچی تو این هفته پختم و کوفت نکردی رو قاطی کردم دوتا تخم مرغم زدم بهش و مث کتلت سرخش کردم !
اگه اینم کوفت نکنی فردا شب پس از سالها داریم …
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:16
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

برای فهمیدن ارزش ده سال : از زوج های تازه طلاق گرفته بپرس
برای فهمیدن ارزش چهار سال : از فارغ التحصیل دانشگاه بپرس .
برای فهمیدن ارزش یک سال : از دانش آموزی که در امتحانات آخر سال رد شده بپرس .
برای فهمیدن ارزش نه ماه : از مادری که نوزاد مرده به دنیا آورده بپرس.
برای فهمیدن ارزش یک ماه : از مادری که نوزاد زود رس به دنیا آورده بپرس
.
برای فهمیدن ارزش یک هفته : از سر دبیر یک روزنامه هفتگی بپرس
.
برای فهمیدن ارزش یک ساعت : از عشاقی که در انتظار یکدیگر به سر می برند بپرس .
برای فهمیدن ارزش یک دقیقه : از شخصی که قطار ، اتوبوس یا هواپیما را از دست داده است بپرس .
برای فهمیدن ارزش یک ثانیه : از باز مانده یک تصادف بپرس .
برای فهمیدن ارزش یک دهم ثانیه : از شخصی که در المپیک مدال نقره آورده بپرس
.
برای فهمیدن ارزش یک دوست : از کسی که آن را از دست داده بپرس  

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:15
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ