یافتن پست: #رو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیشب   خدا  را  یافتم !غرق  در  زمزمه  ی   تنهاییدست  و  پایی  ،  بال   و    بالیدیشب  خدا   به   مهمانی  چشمانم   آمدو  چراغی  آویختدر  لحظه  ی  گنگ  یک  رویادر  وهم  تلوءلوء  یک  خواببا  او  سخن  گفتممعجزه   رخ   داد!!!!خورشید  طلوع  کرد!!!آسمان  خندید_ از خدا  صدا  رسیده  بود!!!و  من  از  من  تهی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 11:50
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به آغوش تومحتاجم

برای حس آرامش

برای زندگی با تو

پر از شوقم پر از خواهش

به دستای تو محتاجم

برای لمس خوشبختی

واسه تسکین قلبی که

براش عادت شده سختی

به چشمای تو محتاجم

واسه تعبیر این رویا

"که بازم میشه عاشق شد تواین بی رحمی دنیا"

به لبخند تو محتاجم

که تنها دلخوشیم باشه

بزار دنیای بی روحم"به لبخند تو زیباشه"
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 11:20
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دنیا رو چه دیدی ...
شاید روزی تو هم عزیز شدی دلکم
یوسف را هم ...
قبل از عزیز شدن فروخته بودن
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 11:11
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تنهایی عار نیستـــــــــ ،

اتمام حجت استـــــــــ با

آغوش های بی در و پیکری

که به جز به وقتـــــــــ بی کسی

به رویتـــــــــ گشوده نمی شود !!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 11:07
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد

و تو هر روز سحر می نشینی لب حوض

تا بیاید از راه

از خم پیچک نیلوفرها

روی موهای سرت بنشیند

یا که از قطره آب کف دستت بخورد

گاه یک سنجاقک ، همه معنی یک زندگی است ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 11:01
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هی روزگار؟! من بدرک ... خودت خسته نشدی؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 10:51
+2
roya
roya
بر شاه خوب رويان واجب وفا نباشد


اي زردروي عاشق تو صبركن،وفاكن


گراژدهاست بر ره عشقيست چون زمرد


از بهر اين زمرد هي دفع اژدها كن
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 10:42
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بچه دبستانیه میره پیش خانم معلمش، میگه:
خانوم میشه شما زن من بشید؟
معلمه میگه: برو بشین سر جات، من الان حوصله بچه مچه ندارم.
پسره میگه: آره منم حوصله بچه ندارم... اشکال نداره، !!!جلوگیری میکنیم...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 10:32
+1
roya
roya
کاش یکی پیدا میشد که وقتی میدید گلوت ابر داره و چشمات بارون ، به جای اینکه بپرسه “ چته ؟ چی شده ؟ ” ؛ بغلت کنه و بگه “ گریه کن ” . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 10:26
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
به جای دسته گلی که فردا بر قبرم نثار می کنی ،

امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن ،

به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم میریزی ،

امروز با تبسمی شادم کن ،

به جای آن متن های تسلیت گونه که فردا در روزنامه ها برایم مینویسی ،

امروز با حرف کوچکی خوشحالم کن من امروز به تو نیاز دارم ، نه فردا...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 09:33
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ