یافتن پست: #رو

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پروازکبوتر از ذهن واژه ای در قفس است حرف هایم ،مثل یک تکه چمن روشن بود. من به آنان گفتم: آفتابی لب درگاه شماست که اگر در بگشاید به رفتار شمامی تابد و به آنان گفتم:سنگ آرایش کوهستان نیست همچنان که فلز ،زیوری نیست به اندام کلنگ در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است که رسولان همه از تابش آن خیره شدند پی گوهر باشید لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید و من آنان را به صدای قدم پیک بشارت دادم و به نزدیکی روز،و به افزایش رنگ به طنین گل سرخ،پشت پرچین سخن های درشت و به انان گفتم: هر که در حافظه چوب ببیند باغی صورتش در وزش بیشه شور بادی خواهند ماند هر که با مرغ هوا دوست شود خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود آنکه نور از سرانگشت زمان برچیند می گشاید گره پنجره ها را با آه

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 20:38
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
تنهایم ، دیشب تمام قاصدکهایی را که در کوله پشتی ام جا داده بودم باد برد

دل تنگم پرپر شد از نبودشان ، دیشب داشتم آسمان را در مشتم می گرفتم که پیرمردی بر نیمکت نشاندم

دیشب از اوج سرما می سوختم و چه بدم من و چه پاک است آرزوهایم . دعایم کن با تمام پروازت باران من
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 20:37
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

چارلی چاپلین میگوید: آموخته ام که با پول میتوان خانه خرید_ولی آشیانه نه........ میتوان رختخواب خرید_ولی خواب نه............ میتوان ساعت خرید_ولی زمان نه............ میتوان مقام خرید_ولی احترام نه........... میتوان کتاب خرید_ولی دانش نه.......... میتوان دارو خرید_ولی سلامتی نه.............
ومیتوان آدم خرید_ولی دل نه!!!؟؟؟

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 20:35
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 18:53
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


محکم کِ میگیرم تو رو ' از دست من سُر میخوری , با دیگرون راحت تری ' با دیگرون بُر میخوری ...


دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 18:47
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 18:30
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
نمی دانم آلزایمر بودی یا عشق !

از روزی که مبتلایت شدم

خود را از یاد بردم ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 18:28
+4
saman
saman
در CARLO

يکي از ترساي توي بچگيم اين بود که آشغال که از پنجره ماشين ميندازم بيرون


نره روي شيشه ي ماشين عقبي جلوي ديد راننده را بگيره اونم بخوره به يه ماشين


بعد آتيش بگيره و همه بترکن …


يه همچين ذهن روان پريشي داشتم من ! 

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 17:58
+7
saman
saman
در CARLO

به بضی از این روزه دارا باس گُفت:روزه گرفتن فقط به غذا نخوردن نیس که به آدم بودنه،وگرنه شتر از همه یِ ما مسلمون تره

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 17:56
+3
saman
saman
در CARLO

ﻣﺸﻬﺪﯼ : ﻣﺎ ﻗﻄﺐ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ


ﺷﯿﺮﺍﺯﯼ : ﻣﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﻢ


ﺍﺻﻔﻬﺎﻧﯽ : ﻣﺎ ﺗﻤﺪﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺯﻣﯿﻨﯿﻢ


ﺗﻬﺮﺍﻧﯽ : ﻣﺎ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﻤﻢ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﯿﭻ


آبادانیه: ﻋﺒﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﺩ ﺷﯿﺮ ﻧﻔﺖ ﺭﻭ ﺑﺒﻨﺪﭘﻨﺞ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﯿﻨﻢ ﺍﯾﻨﺎ


ﺻﺪﺍﺷﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺩ{-20-}{-20-}{-20-}{-20-}{-20-}

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 17:50
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ