یافتن پست: #رو

be to che???!!
be to che???!!
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻬﺶ ﺗﮏ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﺳﺮﯾﻊ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻪ .. ﻫﺮﻭﻗﺖ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻗﻠﻘﻠﮑﺖ ﻣﯿﺪﻩ ... ﺗﻮ ﺩﺍﺷﺒﻮﺭﺩﺵ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﺎﺳﺘﯿﻞ ﺩﺍﺭﻩ ... . . . . . . . ... . . . . . ﭘﺪﺭ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺑﺲ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻠﺪ ﺷﺪﻩ |: ﺳﺮﯾﻊ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺑﻬﻢ ﺑﺰﻥ :)))
9 دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 23:23
+5
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
#وقتي تكراريانگوم روميبيني=))
4 دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 23:18
+6
be to che???!!
be to che???!!
وقتي مي گويم دوستت دارم
شايد تصور كني تنها چند واژه ي ساده را در كنار هم گذاشته ام
و جمله اي را بيان كرده ام
اما...
اين تنها يك جمله نيست !
دنياي لبريز از رويا هاي سبز و سرخ !
همين جمله كوتاه !
آري همين چند واژه خود كتابيست سر شار از معنا !
دوستت دارم يعني بي حضور تو زندگي برايم بي معناست
بي تو دنياي من به سردي مي گرايد و چشمانم بي فروغ ميگردد !
دوستت دارم يعني قلب من منزلگاه توست
و وجودم سرزميني كه تخت پادشاهي را تنها لايق تو مي دانم .
دوستت دارم

دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 23:13
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

خاله
معنای لغوی: خواهر مادر معنای استعاره ای: هر زنی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد. نقش سمبلیک: یک خانم مهربان و دوست داشتنی که خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد. غذای مورد علاقه: آش کشک. ضرب المثل: خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو کشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود. زیر شاخه ها: شوهر خاله: یک مرد مهربان که پیژامه می پوشد و به ادبیات و شکار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران کودکی که یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یکی دیگه ازدواج می کنید یا باهاش ازدواج می کنید اما عاشق یکی دیگه هستید. مشاغل کاذب: خاله زنک بازی، خاله خانباجی. چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسکه. داشتن یک خاله ی مجرد در کودکی از جمله نعمات خداوندی است.

دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 22:44
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

می نویسم... می نویسم از تو، تا تن کاغذ من جان دارد با تو از حادثه ها خواهم گفت، گریه این گریه اگر بگذارد گریه این گریه اگر بگذارد، با تو از روز ازل خواهم گفت فتح معراج غزل کافی نیست، با تو از اوج غزل خواهم گفت می نویسم همۀهقهقتنهاییرا،تاتوازهیچبهآرامش دریا برسی تا تو در هم همه همراه سکوتم باشی، به حریم خلوت عشق تو تنها برسی می نویسم همۀباتونبودنهارا،تاتوازخوابمرابهباتوبودنببری تا تو تکیه گاه امن خستگی ها باشی، تا مرا باز به دیدار خود من ببری

دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 22:42
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

هـمه دنـیام شده چــشمات  تو شـــدی  سنگ صــبورم
فاصله م  با تو یه رویاست فکر نکن  که از تو دورم
هرجا باشی هرجا  باشم   تا   خود   روز     قیامت

خواستن دستای گرمت   شده   تکرار    یه   عــــادت

از  کجا   شروع   شدی  تو   از   دل  کدوم  ترانه
که    شدی   تعبیر   خوابم  
واسه   موندنم    بهانه
با کدوم کلام و   واژه تو   شدی    معنای   احساس
رنگ   آسمون    چشمات   از    تبار   شب   یـلداس
نمی شه از  تــو جدا شـم
هــمه   تــرس  مـن  همینه
که یه روز  چشمای   خستم   رنگ   چشمات  و  نبینه بیا
و همــیـشگی  بــاش   جــون پــناه خـستگی باش
توی  این   قحطی   احساس    تو  دلیل   زندگی  باش

دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 22:41
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو.
برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه
.
برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن
.
برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر .
برای عشق وصال کن ولی فرار نکن .
برای عاشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن .
برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش .
برای عشق خودت باش ولی خوب باش.

2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 21:44
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

پرنده ای که بال وپرش ریخته باشد!
مظلومیت خاصی دارد! باز گذاشتن در قفسش تو هینی است به او!
در قفس را ببند تا زندان دلیل زمینگیر شدنش باشد
! نه پرو بال ریخته اش...

دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 21:37
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

پـــــــــــــــــــدر همون کسی هست که لرزش دستش دیگه چیزی از چای توی استکان باقی نگذاشته ولی بهت میگه به من تکیه کن و تو انگار کوه رو پشتت داری

دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 21:30
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

نبینم چشم هایت را اسیر درد ها
ای یار غمت را روی دوش خسته ام
ای نازنین بگذار
بیا ای نازنین... اکنون...داغ دریا را به دل دارم
بدون یاد تو بیزارم از هر کوچه بازارم
... کجایی آسمانم؟؟؟؟؟؟؟
بال های سبزمان گم شد
... میان کوچه هایی که پر است از سنگ از دیوار......
بیا خورشید
... کم کن فصل های سرد و ساکت را بیا اندوه شب را از نگاه خسته ام بردار

دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 21:23
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ