یافتن پست: #رو

محمد
محمد
مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه

غم با من زاده شده منو رها نمی کنه



شب که از راه می رسه غربت هم باهاش میاد

تـــوی کوچــه های شهــر بـاز صــدای پاش میاد



من غم های کهنه ام رو برمی دارم

کـه تــوی میخـــونه هــا جــا بگذارم



می بینم یکی میاد از میخونه

زیـر لــب مستـونه آواز میخونه



مستی ام درد منو دوا نمی کنه

غم با من زاده شده منو رها نمی کنه



گرمی مستی میاد توی رگهای تنم

می بینم دلم می خواد با یکی حرف بزنم



کی میاد به حرفهای من گوش بده

آخه من غریبه هستم با همه



یکی آشنا میاد به چشم من

ولی از بخت بدم اونهم غمه



مستی ام درد منو دیگه دوا نمی کنه

غم با من زاده شده، منو رها نمی کنه



خسته از هر چی که بود،خسته از هر چی که هست

راه می افتــم کـه بــرم مثــل هــر شــب مست مست



باز دلــم مثـل همیشــه خالیه

باز دلم گریه تنهایی می خواد

برمی گردم تا ببینم کسی نیست

می بینــم غــــم داره دنبــالم میاد



مستی ام درد منـو دیگه دوا نمی کنه

غم با من زاده شده،منورها نمی کنه

منو رها نمی کنه {-60-}
4 دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:15
+5
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
بهار می آید
پس از این ،
خون از رگهای ما ....
... سبز بیرون می جهد !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:13
+7
-1
نیوشا
نیوشا
امروز شــــــــعری برایـــــــت گفتــــــــــم مـــــی دهــــم پرنده هــــا بیــــــاورنـد تو هم تکه ای از آسمــــــــــان برایم بفرســـــــــت تا از پنجره ام بیـــــــــــاویـزم، زیرا شـــــــــب ها اتاقـــــــــــم مــــــــاه نــــــدارد
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:10
+5
نیوشا
نیوشا
دو نفر میرن تو غار ! از غار بیرون میان ! یکی صورتش کثیف بود و اون یکی تمیز ! اونی که صورتش تمیز بود به اونی که صورتش کثیف بود نگاه کرد رفت صورتش شست ! اونی هم که صورتش کثیف بود به اونی که صورتش تمیز بود نگاه کرد نرفت صورتشو بشوره !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:07
+7
-1
ali rad
ali rad
چه ۱۳ باشد،چه یک روز دیگر... وقتی سهم من از تمام این روزها "نبودنت" باشد نـحـس است روزها..
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:04
+3
محمد
محمد
سیزده را همه عالم به در امروز از شهر

من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
آخرین ویرایش توسط Ghoghnus در [1391/01/12 - 23:07]
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:03
+5
peyman
peyman
چقدر سخته تو چشای كسی كه تمام عشقت رو ازت

گرفته و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داده زل بزنی و به جای اینكه لبریز كینه و نفرت بشی حس كنی كه هنوز دوستش داری چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیوار تكیه بدی كه یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده چقدر سخته تو خیال ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقت دیدنش هیچ چیز جز سلام نتونی بگی چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشك گونه ها تو خیس كنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز دوستش داری
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 22:32
+2
peyman
peyman
به كوه گفتم عشق چیست؟ لرزید. به ابر گفتم عشق چیست؟بارید. به باد گفتم عشق چیست؟ وزید. به پروانه گفتم عشق چیست؟ نالید. به گل گفتم عشق چیست؟ پرپر شد. و به انسان گفتم عشق چیست؟3dgirl.b[!]fa.com اشك از دیدگانش جاری شد و گفت دیوانگیست....
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 22:29
+1
aB'Bas S
aB'Bas S
يه رشتي و آبادي رو داشتن اعدام ميکردن، رشتيه داشت مثل بيد ميلرزيد، آبادانيه گفت: چته کاکو؟ مگه بار اولته؟
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 22:23
+7
d.m
d.m
عجیب احساس سنگینی روی شانه هایم میکنم...
یادت هست...گفتی شانه هایت را به من بسپار.
از وقتی رفتی عادت به سنگینی شانه هایم ندارم
کاش بودی...باز به خودت میسپردمشان...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 22:12
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ