یافتن پست: #رو

Alireza
Alireza
من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم


از زن و غر زدن روز و شبش آزادم


نه کسی منتظرم هست که شب برگردم

نه گرفتم دل و نه قلوه به جایش دادم

زن ذلیلی نکشم هیچ نه در روز و نه شب

نرود از سر ذلت به هوا فریادم

“هر زنی عشق طلا دارد و بس٬ شکی نیست”

نکته ای بود که فرمود به من استادم

شرح زن نیست کمی٬ بلکه کتابی است قطور

چه کنم چیز دگر نیست از آن در یادم

هر کسی حرف مرا خبط و خطا می خواند

محض اثبات نظرهای خودم آمادم(!)

زن نگیر - از من اگر می شنوی- عاقل باش!

مثل من باش که خوشبخت ترین افرادم

مادرم خواست که زن گیرم و آدم گردم

نگرفتم زن و هرگز نشدم من آدم!

هیچ کس نیست که شیرین شود از بهر دلم

نه برای دل هر دختر و زن فرهادم

الغرض زن که گرفتی نزنی داد که: “من

از چه رو در ته این چاه به رو افتادم؟”
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 17:49
+4
Alireza
Alireza
فقط یک ایرانی استعداد چت کردن همزمان با ۱۸ آی دی یاهو رو داره!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 17:41
+3
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
از زشت رویی پرسیدند : آنروز که جمال پخش میکردند کجا بودی ؟ گفت : در صف کمال .{-50-}{-50-}{-50-}{-50-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 17:33
+3
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
از بین این دستانم رفتی!! کاش.. از دلم هم بروی....
{-13-}{-13-}{-13-}{-13-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 17:22
+3
aB'Bas S
aB'Bas S
حنای حاجی فیروز

دیگر رنگی ندارد . . .

وقتی خیابان ها ،

پر از آدمک هایی شده است

که نزده ، برایت می رقصند !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 17:12
+2
hadith
hadith
نقــاش خــــوبی نــــبودم...
..
اما
..
ايــن روزها...
..
به لطـف تــــــــــو...
..
انـــتظار را
..
ديـــدنی ميكــشـم...
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 14:43
+9
-1
reza
reza
قلب مرا میان غمت جا گذاشتی

تا در حریم غربت من پا گذاشتی

رفتی و در سکوت تماشا نموده ام

تنهایی ‌‌ِ مرا تو چه تنها گذاشتی



رفتی و سهم عشق برای دل تو بود

سهمی برای این دلم آیا گذاشتی ؟



یک بغض کال، یک سبد از درد بی کسی

سهم من غریب که اینجا گذاشتی



گفتی بهار می رسد اما دروغ بود

در قلب من غمی چو اهورا گذاشتی



مجنون دیگری شدی و دشت پیش روت

من را میان غصه چو لیلا گذاشتی



گفتی که از بهشت نصیبی نبرده ای

آن را تمام گردن حوا گذاشتی

یک قطره اشک سهم من از روزگار شد

در لحظه ای که پای به دنیا گذاشتی
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 14:07
+2
reza
reza
زیاد نباش...

زیاد خوب نباش...
زیاد دم دست نباش...
زیاد که خوب باشی...
زیادی که همیشه باشی...
دل آدم ها را می زنی..
آدم ها این روزها ،
عجیب به خوبی..به شیرینی ،
آلرژی پیدا کرده اند...زیاد که باشی..
زیادی می شوی...
زیادی هر چیزی هم آلرژی می دهد...
عجیب...
دورمی شوند...
خیلی عجیب...
زیادی می شوی!!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 13:49
+2
reza
reza
امروز پدري دخترش را براي نان فروخت
امروز دختر 10 ساله اي مادر شد
امروز دختري در ماشين شيشه دودي با پسري همخواب شد
امروز پدري خشم بيرون را بر پشت همسر پريودش خالي كرد
امروز دختري در التماس چشمانش در چهار ديوار زن شد
امروز مادري در مقابل پسر سه ساله اش با مردي همخواب شد
امروز عشق دختر باكره را با اسكناس سبز سنجيدند
امروز دلم براي امروزم گرفت
نميدانم دنياي شما كثيف است يا چشمان فاحشهء من؟
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 13:44
+2
reza
reza
ای بابا
چه خلوت شده
به همتون خوش بگذره
خدارو شکر که دیگه تو نوبیت واینمیسم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 13:30
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ