Alireza
ببین یارو خودشو کشته اومده از چی عکس بگیره آخه هیجکس نیست بگه مگه حیون قحطه
sahar
زبان چ ناتوان است ک نمی تواند دوستت دارم را ب تو آنگونه ک باید بگوید...
تو از چشمهایم بخوان...
برقشان را ببین...
این همان عشق توست...
هر روز بزرگ تر می شود... هر روز بیشتر فرو می رود در رگ هایم... نه... الان ب تک تک سلول های مغز استخوانم هم نفوذ کرده...
علـــــــــــــــــی
حالا که فرقـی نمیکنـد کنـارت ایستـاده باشـم یا نه
بگـذار همه چیـز را از وسط قیچـی کنـم تـا تـو ...در
نیمـی باشـی، من ... در نیمـی دیگـر. راستـی ... با
دستـی که روی شـانه ات جـا گذاشتـه ام چـه می کنی؟؟
sahar
چوپان قصه ما دروغگو نبود، اوتنها بود،وازفرط تنهایی فریاد گرگ سرمی داد،افسوس که کسی تنهایی اش را درک نکرد،وهمه در پی گرگ بودند، دراین میان فقط گرگ فهميدكه چوپان تنهااست..؟!
علـــــــــــــــــی
نه جواب تلفن ام را می دهی !..
نه به مسیج هام پاسخ ..
چاره ای ندارم ..!
روی شیشه ی گرد و غبار گرفته ی تاكسی ای که به سمت خانه ی تان می آید ..
می نویسم:
دوستت دارم !!
reza
ساده لباس بپوش! ساده راه برو!
اما در برخورد با دیگران ساده نباش!!
زیرا سادگی ات رانشانه میگیرند!
برای درهم شکستن غرورت!!!
sahar
نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن
ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...
کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنت نهایت میشد ...
کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم
و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است
میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...
کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...
میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود
میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جز انتظار آمدنت ...