یافتن پست: #رو

Danial
Danial
سال ١٣٩٠ هم گذشت ...
بعضیا دلشون شکست ،
بعضیا دل شکوندن ،
خیلیا عاشق شدن و
خیلیا تنها ...
گریه کردیم ،
خندیدیم ،
خیلی ها از بینمون رفتن و
خيلى ها وارد زندگيمون شدن ...
حالا فقط ٢ روز مونده ؛
٢ روز از يه سال خاطره هامون که گذشت !...
و ٢ روز به تموم شدنِ سالى كه با همه خوبى ها و بدى هاش ،
ميره و ازش فقط يه مُهرِ "١٣٩٠" زير اين خاطره ها به جا ميمونه ..
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 16:30
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
میدونى اوج رفاقت کجاست؟اونجا که رفیقت تویه جمعى بگوزه تو بگى من بودم
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 16:11
+16
saeid
saeid
یادتون باشه که تعطیلات به زودی تموم میشه و بعد امتحانات انتظارتون رو میکشند!
(ستاد کوفت سازی تعطیلات نوروزی)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 16:09
+2
maryam
maryam
روزتون پرررررررررررررررررررررررررررتقالی{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 16:00
+3
milad
milad
بچه ها دوستن دارم {-41-}
سال نو همتون مبارك{-35-}
خداحافظ تا بعد از عيد{-22-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:43
+4
ronak
ronak
خسته ام ....
خسته تر از تمام خستگی هایم ...
بسان بیابان خشکی که خو گرفته باشد به خشکسالی
و در خواب هم ندیده باشد خنکای آب را
بسان خاری بی تصور باران .
... خسته ام ....
مرا با من رها کنید اگر باران نیستید
6 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:42
+7
maryam
maryam
امروز تمام روز را خندیدم و خنداندم و تنها یک نفر می دانست که این خنده ها همان گریه نقاب گذاشته است ... می دانی تمام روز خندیدم ؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:38
+5
ramin
ramin
حسِ خوبی نیست

در رویایِ کسی‌ گم بشی‌ که

فکر تو حتی در

در خوابش نمی‌‌گنجد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:29
+7
reza
reza
هوای ترست به رنگ هوای چشمانت

دوباره فال گرفتم برای چشمانت

اگر چه کوچک و تنگ است حجم این دنیا

قبول کن که بریزم به پای چشمانت

بگو چه وقت دلم را ز یاد خواهی برد

اگرچه خوانده ام از جای جای چشمانت

دلم مسافر تنهای شهر شب بوهاست

که مانده در عطش کوچه های چشمانت

تمام آینه ها نذر یاس لبخندت

جنون آبی دریا فدای چشمانت

چه می شود تو صدایم کنی به لهجه ی موج

به لحن نقره ای و بی صدای چشمانت

تو هیچ وقت پس از صبر من نمی آیی

در انتظار چه خالیست جای چشمانت

به انتهای جنونم رسیده ام کنون

به انتهای خود و ابتدای چشمانت

من و غروب و سکوت و شکستن و پاییز

تو و نیامدن و عشوه های چشمانت

خدا کند که بدانی چقدر محتاج است

نگاه خسته من به دعای چشمانت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:20
+3
maryam
maryam
آرامتــر تكــانـش دهیــد... مـَـرگ مَغـــزی شُــده...بــایـد زودتـــر دفــن شــود... چیـــزی بــَرای اِهـدا هـــم نــدارد... اِحســـاسَـــم است ! تــــا همیـن دیــروز زنـده بـــود خـــــودم دیـــدم ، كِســـی لِهــــش كــــــرد و رَفــت..!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:18
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ