mah3a
يك ساعت كه آفتاب بتابد،
خاطره آن همه شب هاي بارانى از ياد مي رود
اين است حكايت آدم ها
mah3a
چند روزه دل دیوونه
میگیره همش بهونه
آتیشم میزنه هر شب
جای خالیت توی خونه
دل من هواتو داره
دیگه طاقت نمیاره این
این دل همیشه گریون
مثل ابرای بهاره
کی تو رو دوستت داره قد یه دنیا
کی میخواد با تو باشه حتی تو رویا
دنبال جای پاهاته توی شنهای قشنگ و خیس دریا
نگو که رفتن تو سهم منه
دل من طاقت نداره میشکنه
نگو که باید جدا شیم
نگو قسمت من و تو رفتنه
کی تو رو دوستت داره قد یه دنیا
کی میخواد با تو باشه حتی تو رویا
دنبال جای پاهاته توی شنهای قشنگ و خیس دریا
نگو که رفتن تو سهم منه
دل من طاقت نداره میشکنه
نگو که باید جدا شیم
نگو قسمت من و تو رفتنه
mah3a
من که میدونم، سرمو بزارم زمین و شب اول قبرم بشه اون ن[!] و منکر همسوالاشونو از بخش انتگرال میدن
nahid
ايستادن اجبار كوه بود ، رفتن سرنوشت آب ، افتادن تقدير برگ و صبر پاداش آدمي....
Mitra Mohebbi
اگر زن یا مادر زن شما در حال غرق شدن باشندو شما فقط یک حق انتخاب داشته باشید : به سینما می روید یا کوهنوردی؟؟؟؟؟
nahid
دوباره سيب بچين حوا ،بگذار از اينجا هم بيرونمان كنند، خسته ام و
روزگاريست كه شيطان فرياد ميزند آدم پيدا كنيد ،سجده مي كنم....!!!