یافتن پست: #رو

ronak
ronak
قبل از پریدن از روی آتش به موارد زیر توجه کنید:
۱ - سایز خشتک
۲ - زاویه پرش
۳ - استفاده از شورت مامان دوز در زیر شلوار
۴ - دوری از هر گونه هیجان و جو زدگی علی الخصوص جلوی دخترا
۵ - فاصله مناسب تا شعله های آتش در هنگام پرش
۶ - توکل به خدا
آبروی شما آبروی ماست …. ستاد پیشگیری از حوادث غیر مترقبه !{-11-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:20
+7
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
به سلامتی پسر بچه های قدیم که پشت لبشونو با ذغال سیاه می کردن
که شبیه باباهاشون بشن
نه مثل جوونای امروز که ابروهاشونو نازک می کنن که شبیه ماماناشون بشن !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:20
+4
نیوشا
نیوشا
پر رو که میگن همینه ها!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:16
+5
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
به سلامتی* اون بچه*ای که شیمی* درمانی کرده همه ی موهاش ریخته
به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس؟
باباش میگه قربونت برم از همه اونا تو خوش تیپ تری ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:06
+4
ronak
ronak
خَستــــه ام....!

امــــا تَحمـُـــل مـی کُنــم...

خُــــدایـــا روزِگـــارت با من و احساسم بـَــد تـــا کـــرد...!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:03
+4
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
بسلامتی اون دختری که حاضره زیر بارون خیس بشه ولی* سوار ماشین هیچ پسری نشه ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:02
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
خبر مرگ....


چه كسي خواهد ديد مردنم را بي تو؟

بي تو مردم،‌مردم!


گاه مي انديشم خبر مرگ مرا با تو چه كسي ميگويد؟


آن زمان كه خبر مرگ مرا مي شنوي

روي تو كاشكي مي ديدم!


شانه زدنت را بي قيد

و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد!

و تكان دادن سر را

كه عجيب! عاقبت مرد؟


افسوس...

كاشكي مي ديدم

من به خود مي گويم

چه كسي باور كرد جنگل جان مرا

آتش عشق تو خاكستر كرد!!!
حميد مصدق
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:00
+8
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛

فقر اینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو هر سال محرم حسینیه راه بندازی؛

فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 15:56
+3
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
به سلامتیه مادرایی که با حوصله راه رفتن رو یاده بچه هاشون دادن ، ولی تو پیری بچه هاشون خجالت میکشن ویلچرشونو هل بدن !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 15:51
+2
maryam
maryam
گلم :میبینی هنوز همانم، همان قدر عاشق همان قدر بی دل،هر روز که می گذرد ،نگاهت عاشق ترم می کند و لبخندت شیفته ترم ، خدا می داند که چقدر به خاطر نبودت گریه می کنم …
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 15:33
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ