poria
لره داروخونه داشته، یك روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسك كش جدید رسید! خلاصه بعد یك مدت یك بابایی میاد تو میگه: ببخشید، جریان این سوسككش جدید چیه؟ این خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه. شما این دارو رو میریزید تو یك قطره چكون، بعد كشیك میكشید تا سوسكها رو بگیرید. هر سوسك رو كه گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچكونید، بعد از یك مدت سوسكها كور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن!! یارو كف میكنه، میگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگیریم كه همونجا درجا میكشیمشون! لره میره تو فكر، بعد یك مدت میگه: آره خوب، ازون راهم میشه!!!
poria
میخواستن لره رو شكنجه روحی بدن، میفرستنش تو یك اتاق گرد، میگن برو یك گوشه بشین!!!
reza
نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !
نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . . دست ِ قاضـــــــــی داد !
نباید بی تفاوت !
چتر ماتـــــــــــــــــم را . . . به دست ِ خیــــــــــــــــس ِ باران داد !
کبوترها که جز پرواز ِ آزادی نمی خواهند !
نباید در حصار ِ میـــــــــــــله ها . . . با دانه ای گنــــــدم . . . به او تعلیم ِ مانـــــــــــدن داد !.
reza
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
mah3a
عاشــقٍ آن لحــظه ام که کنارت هستــــم
و کودک درونـــــــم از اشتياق با تـــو بودن
مي خواهد زمين و زمان را بهـم بريزد !!!
reza
چند روز دیگه بهار میاد و همهچیز رو تازه میکنه، سال رو، ماه رو
روزها رو، هوا رو، طبیعت رو، ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به
همه اون تازگی میارزه، «دوستیمون»!
mah3a
دکتر به فامیل ما قرص داده گفته نصف قرص صبح نصف قرصو شب میخوری. قرصا هم که نصف نمیشدن. نشسته یه روز با قند شکن همه قرصارو نصف کرده میگه خرده هاشم میریختم تو دهنم میخوردم!!!!!!تازه قزصهای عیدمو هنوز نصف نکردم!!!!!!!!!
بیمزه هم خودتی
1390/12/18 - 18:26