یافتن پست: #رو

ronak
ronak
دختره میره تو كتاب فروشی میگه آقا ببخشید كتاب برتری زن بر مرد دارین؟ مرده نگاش میكنه میگه خانم شرمنده ما اینجا رمان تخییلی نمیفروشیم{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 20:49
+11
نیوشا
نیوشا
روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش
قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید .
روزنامه
نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه
بود..
او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی
او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او
گذاشت و انجا را ترک کرد.
عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شدکه کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است
مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟
روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.
مرد کور هیچوقت
ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 20:16
+9
ronak
ronak
[!]ا در یک سرقت رعدآسا و مسلحانه ، آبسردکن بانک ملی را به جای گاو صندوق دزدیدند و در یک معامله بی سابقه به قیمت کلان به لرها فروختند..!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 20:15
+8
ronak
ronak
غضنفر به نامزدش اس ام اس میده

عزیزم من تا ۱۰ دقیقه دیگه میام پیشت

اگه نیومدم اس ام اس رو دوباره بخون.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 20:09
+7
mah3a
mah3a
agha chesh meto0on ro0oze bad nbine...........\
shanbe bade uni raftim y ja az in kho0o0shgela kho0ordimmmmmm...
but injoooooooooooooooli nboooooooooooooooooooooooooooooooooood...
hala kia ino payannnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnn???
23 دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 20:08
+4
نیوشا
نیوشا
وقتی مشترک مورد نظر هست، ولی در دسترس نیست... ناچار میشی رو کنی به مشترکی که در دسترس هست ولی مورد نظر نیست... :|
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 20:08
+6
ronak
ronak
سوال امتحانی لرها:
ضامن آهو چیست؟
جواب لرها: قسمتی از بدن آهو است که اگر آن را بکشیم آهو منفجر میشود...
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 20:06
+5
maryam
maryam
ایـــن روزهــا نـه حوصــله ی دوسـت داشتن دارم نـه مـیخواهــم کسـی دوســـتم داشته باشــد! بــگذاریـد ایـن خـانـه نفســهای آخــــرش را آرام آرام هـم کـه شده بــکشد هـنوز تـوان بـریدنِ نفسـها را ندارم!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 20:05
+3
نیوشا
نیوشا
گفتم پرواز را به خاطر بسپار...تا يادت باشه لحظه ها رفتنين و جبران نشدني...گفتم پرنده مردني است... تا بدونی‌لحظه‌های خوب دووم ندارن و خیلی زود... می‌شن یه خاطره دور از دسترس...و تو به خاطر بسپار ... که هیچ‌وقت هیچ‌کس ارزش اشک‌هات و نداره و اونی... که‌رفت هیچ‌وقت لیاقت صداقتت و نداشت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 20:02
+6
maryam
maryam
گاهی اوقات فکر کردن به بعضی ها ، ناخوداگاه لبخندی روی لبانت می نشاند...
دوست دارم این لبخندهای بیگاه را
و این بعضی ها را......
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 19:59
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ